عبد الرحمن جامي
مقدمة آشتياني 28
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
است كه بر منازل السائرين شرح نفيس نوشته و فصوص ابن عربى را شرح نموده است . محققان از او به « الامام العارف » تعبير نمودهاند . بايد شرح او را ديد . اگر او شرح خود را در زمان قونوى به إتمام رسانده باشد ، شارح اول فصوص است . اين امر نيز مسلم است كه شارح منازل السائرين در رتبهء بعد از فرغانى و جندي قرار دارد و شرح او بر فصوص عظمت شرح جندي را ندارد . از آن جا كه مؤيد الدين جندي مورد توجه استاد خويش و خود نيز داراى حوزهء گرم تدريس بوده ، و تلاميذ قونوى در مقام حل عويصات به او مراجعه مىنمودهاند ، همين توجه افاضل به تقريرات او حول مطالب كتاب فصوص سبب شده است كه او را شارح اول فصوص بدانند . اگر مراد از « شرح اول » اول شرحى است كه بحسب تقدم زمانى بر فصوص نوشته شده است ، بايد به شرح عفيف الدين نيز رجوع شود و گر نه ، نمىتوان گفت كه ما فعلا بنا را بر اين قرار مىدهيم كه شرح جندي شرح اول است ، مگر آن كه خلاف آن ظاهر شود ، چه آن كه در اين قبيل از موارد علم و قطع حجت است ، و در صورت عدم قطع ، شك به جاى خود باقى و استوار خواهد بود - مگر آن كه از قول جامى قطع حاصل شود به اينكه شرح جندي اول شرح است . « 1 » محقق جامى بنا به تصريح خودش در مقام حل مشكلات و تحرير مقاصد آثار ابن عربى به آثار قونوى ، نصوص و فكوك و تفسير و شرح حديث ، مراجعه مىنموده است . و همچنين شرح تائيهء فرغانى - منتهى المدارك و مشارق الدراري - و شرح جندي بر فصوص مورد توجه تام او بوده است . از آن جا كه اين أكابر از قدرت تقرير و تحرير فوق العادة برخوردار بودند و اصول و قواعد تصوف را به بهترين وجه
--> « 1 » . محقق جندي در زمان قونوى قسمتى از مقدمه را شرح نموده است و موانع او را از اين كار بازداشته است . بعد از رحلت قونوى شروع به شرح بقيهء كتاب نموده ، و عوائق او را از ادامه بازداشته ، و بعد از گذشت مدتى مجدانه به إتمام شرح خود همت گماشته و اين مهم را به پايان رسانده است . احتمال قوى مىرود كه عفيف الدين زودتر از جندي موفق به تأليف شرح خود شده باشد . و اللَّه اعلم .