عبد الرحمن جامي
مقدمة ويليام چيتيك 41
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
در شرح كتاب فصوص روش جندي اين است كه يك يا چند سطر را از فصوص نقل مىكند و آن وقت به بحث مفصل دربارهء تمام جوانب و فروع اين عبارات مىپردازد ، بدون اينكه دربارهء كلمات و يا صرف و نحو آنها سخنى بگويد . چنين معلوم مىشود كه جندي به اين مسائل تفصيل بيش از اندازه داده است ، تا بدانجا كه بسيارى از شارحان بعدى آن را اطناب دانستهاند . جامى در نقد النصوص مكرر از او نقل قول مىكند ، ولى تقريبا بدون استثنا و بر خلاف نقل قولهايى كه از ساير شارحان مىكند چند جمله و گاهى نصف عبارات او را حذف مىكند . در جائى از نقد النصوص هم ( 208 / 22 ) از يكى از شارحان ديگر فصوص نقل مىكند و مىگويد كه جندي كلماتى در اين باب دارد كه يكى از شارحان به اين صورت تلخيص كرده است . شايد دليل اينكه با وجود اهميت فوق العاده اى كه شرح جندي دارد هنوز به طبع نرسيده است همانا اطناب آن است . به هر حال استاد آشتيانى مشغول تصحيح اين شرح است . ج . شرح كاشانى در شرح كاشانى ، كه شايد حدود سى يا چهل سال پس از شرح جندي نوشته شده ، بحثها از يك طرف بسيار مختصرتر مىشود و از طرف ديگر توضيح بيشترى دربارهء معنى كلمات داده مىشود . جندي معمولا چند جمله را از فصوص نقل مىكند و آن وقت به مسائل مربوط به آن مىپردازد ، بدون اينكه در واقع سعى كند معنى ألفاظ و جمله بندى عبارات شيخ را توضيح دهد . ولى كاشانى آگاه است كه خواننده ممكن است خود عبارات شيخ را نفهمد . اين است كه نخست معنى عبارات را شرح مىدهد ، و سپس به مباحث مربوط به آن مىپردازد . كاشانى نيز مانند جندي خود صاحب نظر است و گاهى مباحث و مطالب تازه اى را بر فصوص مىافزايد . د . شرح قيصرى اين شرح ، كه ظاهرا مدتى بعد از شرح كاشانى نوشته شده ، از نظر سبك شرح كتاب فصوص به شرح كاشانى شباهت دارد ، ولى قيصرى خيلى بيشتر از كاشانى