عبد الرحمن جامي

مقدمة ويليام چيتيك 8

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص

به سال 817 در خرجرد ( يا خرگرد ) جامى از نواحى هرات چشم به جهان گشود . پدر او نظام الدين احمد دشتى از دشت اصفهان به خرجرد مهاجرت كرده بود . جامى در سنين كودكى همراه پدر خود به هرات رفت و در آن جا شروع به كسب علوم دينى و ادبى كرد . از اوايل حال استعداد عجيبى در فهم مسائل علمى از خود نشان مىداد و در طى چند سال در علوم نقلى و عقلى متبحر شد . صفى الدين على در رشحات عين الحيات ، يكى از كتابهاى معتبر در شرح حال جامى ، نقل مىكند كه در جوانى حتى در علم نجوم با بزرگان نامدار عصر خود مثل قاضىزادهء رومى همپايه شد . « 1 » در مورد تبحر جامى در هيأت و نجوم عبد الغفور لارى راجع به على قوشچى ( ف 879 ) ، كه خود از بزرگان متأخر علم نجوم و مأمور تشكيل رصدخانهء ألغ بيگ در سمرقند بود و زيج الغ بيگ را به پايان رساند ، چنين مىنويسد : مدتى قوشچى را « مسئله اى مشكل بوده است در علم هيأت . . . و از هيچ محل مشكل وى حل نمىگشته ، تا آن كه اتفاقا به شرف صحبت حضرت ايشان ( يعنى جامى ) رسيده است و از ايشان استفسار نموده ، و ايشان حل مشكل وى كرده است » . « 2 » لارى قدرت قوهء عقلى و تعمق جامى در علوم متعدد را معلول انتساب او به طريقهء صوفيهء نقشبنديه مىداند ، كه آن « ممد تعقل و مقوى قوت مدركهء » او بوده است . « 3 » شك نيست كه براى درك مقام علمى و شعرى جامى فهم اين نسبت در درجهء اول اهميت است . خود جامى نيز اين نسبت را در زندگى و افكار خويش كاملا مؤثر مىدانست . تصوف از نظر او حقيقت اسلام بود ، و از پرتو سير و سلوك صوفيانه بود كه به اعلا مراحل عرفان نظرى و عملى رسيده بود . مقصود از « عملى » اين است كه عرفان او فقط « علمى » و نظرى نبود ، بلكه به حقايق اسلام از طريق ذوق نيز پى برده بود . حقيقت

--> « 1 » . كتاب جامى ، ص 63 . « 2 » لارى اسم قوشچى را ذكر نمىكند ، ولى از مقابلهء اين حكايت با حكايتى كه صفى الدين على نقل مىكند ( رك جامى ، ص 63 ) معلوم مىشود كه قوشچى مقصود است . و نيز رك حاشيهء آقاى هروى بر اين داستان در تكملهء حواشى نفحات الانس ، ص 49 . « 3 » تكمله ، ص 10 .