عبد الرحمن جامي

مقدمة آشتياني 52

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص

شيخ محقق ابن فارض در اين مقام فرمايد : « و مطلعها في عالم الغيب ما وجدت . . . بشائر اقرار بصائر عبرة * سرائر آثار ذخائر دعوة » نتيجهء صلوات در عالم ملكوت و جبروت و عالم عقول مجرده و ملائكهء مقربين و عالم برزخ و مراتب در سماوات « ما خصصت به من الإسراء . . . مدارس تنزيل محارس غبطة * مغارس تأويل فوارس منعة » قبول حقايق تنزيل من رب العالمين و فتوحات حاصله از تجليات حق در مراتب جبروت و ملكوت و ملك . جهت تفصيل اين مطلب رجوع شود به شرح نائيهء ابن فارض به قلم فرغانى . « 1 » شيخ أكبر در فص شيثى فصوص فرموده است ، « و التجلي من الذات لا يكون ابدا الا بصورة استعداد المتجلى له » ، و در نقش الفصوص ، « و لا يقبل القابل هذه الاعطية الا بما هو عليه من الاستعداد . » « 2 » چون تحقيق در اين بحث ملازم است با ذكر انواع تجلى ، علاوه بر اين معنا كه بحث گذشتهء ما را كامل مىنمايد ، نحوهء تفكر متأخران از ارباب عرفان نيز از اين مسأله واضح ، و هويدا مىگردد كه تصوف تا اين اواخر در مملكت ما با كمال تحقيق و تدقيق مورد بحث قرار مىگرفت و در اثر تسامح در مدتى نسبة كم جاى افاضل گذشته را كسى نگرفت و مدعيان كاذب ظهور و بروز نمودند . در مبحث گذشته گفته شد كه حق در مقام تجلى ذاتى به ذات خود متجلى است و تجلى و متجلى و متجلى له يك حقيقت است ، كه از آن به « ظهور ذات در عرصهء ذات » ، يعنى ظهور از مقام غيب در مرتبهء احديت ، و « مقام علم اجمالى در عين كشف تفصيلى » به اصطلاح حكماى متألهين و « شهود المفصل مجملا » در زبان ارباب عرفان تعبير مىنمايند . مرحلهء دوم تجلى تجلى حق در كسوت اسماء و صفات است ، كه در اين مقام

--> « 1 » . مشارق الدراري ، چاپ انجمن شاهنشاهى فلسفه ، صفحات 487 ، 488 ، 489 الى 520 . « 2 » نقد النصوص ، صفحهء 116 .