عبد الرحمن جامي

146

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص

و احديت خود ازلا و ابدا باقيست . گر هر دو كون موج برآرند صد هزار جمله يكيست ليك به تكرار آمده در باغ عشق يك احديت كه تافتست شاخ و درخت و برگ و گل و خار آمده يك عين متّفق كه جز او ذرّه اى نبود چون گشت ظاهر اين همه اغيار آمده عكسى ز زير پردهء وحدت علم زده در صد هزار پردهء پندار آمده غيرى چگونه روى نمايد چو هر چه هست عين دگر يكيست « 1 » پديدار آمده

--> « 1 » يكيست : يك است JDPA