عبد الرحمن جامي

مقدمة آشتياني 42

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص

باشد لوازم آن مجعول ، و اگر غير مجعول باشد لوازم غير مجعولند بلا مجعولية الذات . برخى از أبناء تحقيق عقول مجرده را نيز از آن جا كه باقى ببقاء اللَّه‌اند از لوازم ذات حق و غير مجعول مىدانند ، نه بالذات ، بل بلا مجعولية الذات اى تبعا . « 1 » از اين قبيل مناقشات يا مؤاخذات پيرامون كلمات عرفا در آثار علما و در كتب متأخران زياد ديده مىشود ، از قبيل شرح مواقف و مقاصد و حواشى تجريد . در كتب ارباب عرفان خصوصا آثار تلاميذ شيخ كبير صدر الصدور محقق قونوى مذكور است كه هر موجود خارجى داراى عين ثابت و ماهيتى است در علم حق و مقام واحديت كه مظهر و صورت اسمى از اسماء الهيه است . و نيز مسطور است كه عين ثابت حضرت ختمى مرتبت يا حقيقت محمديه مظهر اسم الله است ، و اسم الله مقام جمع جميع اسماء الهيه است كه مظهر آن بر اعيان ثابتهء ديگر موجودات سمت سيادت دارد ، و جميع مظاهر از أجزاء و فروع و افراد آن اصل كلى جامع مطلقند . لذا فرموده‌اند ، « ان العالم صورة للحقيقة الانسانية » ، از اين باب كه حقايق خارجيه مظهر حقايق علميه‌اند . برخى از ناظران به كتب فلاسفه كه به اصالت وجود گرويده‌اند خيال كرده‌اند كه ارباب تحقيق از عرفا متعلق علم حق به أشياء خارجيه را مفاهيم و ماهيات ذهنيه دانسته‌اند و بر محققان ايراد نموده‌اند كه چون ماهيات حدود وجوداتاند و منتزع از حد وجودات ، به چه نحو معقول است كه اين ماهيات قبل از تحقق وجوداتى كه منشأ انتزاع آنها مىباشد متحقق باشند ؟ لان عالم الغيب او العلم قبل الشهادة و العين . و ديگر آن كه امكان ندارد ملاك علم به أشياء و حقايق وجوديه معانى و مفاهيمى باشند از سنخ ماهيات ، در حالى كه صوادر از حق وجودات خاصه‌اند ، نه ماهياتى كه في نفسها نه موجوداند و نه معدوم . متعلق علم بايد حاق خارجيات و متشخصات و جزئيات باشد ، نه مفاهيم كليه .

--> « 1 » . در جلد اول منتخبات فلسفى در فصل راجع به ملا شمسا گيلانى در اين مقوله بحث شده است و كليهء مناقشات در اين زمينه را نقل و از جانب ملا صدرا مفصل جواب داده‌ايم .