محمد تقي جعفري
16
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
بىذات براى تحقق بخشيدن به معلوم خود مىجوشد . يعنى دانشمند مىخواهد محصول دانش خود را به رخ جامعه يا جوامع بشرى بكشد و سود خود را اگر چه شهرت در ميان مردم باشد مانند ديويد هيوم ( 1 ) به دست بياورد . اين دانش اگر مربوط به تكنولوژى باشد ، كمترين تفاوتى در عرضه كردن خود به جامعه ، ما بين فرمول دواى يك بيمارى يا بمبهاى نابود كننده [ كه چند عدد از آنها مىتواند كرهء زمين را به خاكستر مبدل نمايد ] نمىگذارد . و اگر دانش بىايمان در قلمرو فلسفه بروز كند ، ديويد هيوم و نيچه [ بقول سعدى ] بازيگر ميدان شود . و اگر در علوم انسانى گام به ميدان بگذارد ، ماكياولىها و توماس هابسها و فرويدها سر بر مىآورند و انسان و انسانيت را در پايينترين مراحل تاريخ طبيعى راكد مىسازند . 8 . علم توام با ايمان است كه مرگ را بعنوان آغاز شكوفايى زندگى نويد مىدهد . * ( قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّه مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * . ( 2 ) ( بگو اى كسانى كه به مكتب يهود گرويدهايد ، اگر معتقد هستيد كه تنها شما دوستان
--> ( 1 ) . هيوم ، در نوشته اى كه آن را رثاى خود يا نطق سر مزار ناميده است ، سجاياى خود را چنين وصف مىكند : « من مردى بودم با خلق و خوى ملايم ، قادر به دلبستن ، اما فاقد نيروى خصومت ، و در همهء عواطف خود اعتدال بسيار داشتم ، حتى عشق من به شهرت ادبى كه ميل غالب من بود . با همهء ناكامىهاى پى در پى هرگز رويم را ترش نمىساخت » تاريخ فلسفهء غرب كتاب سوم و فلسفه جديد از رنسانس تا هيوم ، ص 298 باز مىگويد : « حتى عشق من به شهرت ادبى كه عشق فرمانرواى زندگى من بوده است ، با همهء ناكامىهايم هرگز خويم را تلخ نكرد . تاريخ طبيعى دين ، ص 26 هيوم . همچنين هيوم در كتاب تاريخ طبيعى دين مىگويد : » اگر چه تا اندازه اى سالخورده بودم و اميد داشتم كه ساليان دراز از آسايش خود بهره ببرم و ناظر فزونى شهرت خويش باشم . در بهار 1775 روده هايم دچار اختلالى شد كه در آغاز بيمناكم نكرد . ولى بدبختانه اين كه كشنده و درمان ناپذير شده است « و در ص 25 از مآخذ فوق مىگويد : » اگر چه از شهرت ادبىام كه سرانجام با فروغى روز افزون اوج مىگيرد ، نشانههاى فراوان مىبينم ، ليكن مىدانم كه بهر حال جز چند سالى براى لذت بردن از آن ، زمانى نمىداشتهام « ( 2 ) . الجمعه ، آيه 6 .