محمد تقي جعفري

250

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

او است خداوند حق و آشكار ، حقيقىتر و آشكارتر از آنچه كه چشمها آن را مىبينند لبيد بن ربيعهء عامرى مىگويد : ألا كل شّيء ما خلا اللَّه باطل و كلّ نعيم لا محالة زايل ( آگاه باشيد هر چيزى جز خدا باطل و نابود شونده است و هر نعمتى ناگزير از بين رفتنى و رو به زوال است . ) به پيامبر اكرم ( ص ) نسبت داده شده است كه فرمود ) * : إنّ أصدق بيت قالته العرب قول لبيد حق در مقابل باطل است ، حق يعنى چيزى كه وجود او واقعيت دارد و وجود او مستند به ذهن و دريافت انسانها نيست ، حق يعنى ثابت و آنچه كه در ثبوتش نيازى بر تكيه گاه ندارد ، يعنى معلول و وابسته نيست كه نيازى به علت يا آنچه كه امور عارضى به آن وابسته باشد ندارد . از اينجا است كه فيلسوفان ، « حق اول » را به آن مقام ربوبى اطلاق مىكنند . حق اول يعنى حقيقتى كه وجود او شايسته ترين موجودات براى واقعيت است . اين كه حق اول ( خدا ) داراى اين صفات است ، به اضافهء براهين عقلى و فلسفى ، از دريافت شده‌هاى اوّلى ما است . ما اين حقيقت را در پىريزى برهان وجوبى يا برهان كمالى كه سابقهء بس طولانى در تفكرات شرقى و غربى دارد ، بعنوان اساسىترين مقدمه پذيرفته‌ايم . نتيجهء با اهميتى كه از شايستگى انحصارى خداوند سبحان به حق اول مىتوان گرفت ، اينست كه اسناد حق به ديگر موجودات از آن جهت صحيح است كه به خداوند متعال كه حق اول و حق حقيقى است نسبت داده مىشوند . زيرا همگى مخلوقات اويند و او باطل و لغو ايجاد نمىكند . اين معنى در 11 آيه از قرآن مجيد آمده است ، مانند : * ( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الله خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ ) * ( 1 ) ( آيا نديده اى

--> ( 1 ) . ابراهيم ، آيه 19 .