محمد تقي جعفري
20
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
همان گونه كه هيچ مجموعه اى از حوادث بالذات داراى مجموعه اى ديگر از حوادث را كه اولى علت و دومى معلول تلقى شوند ، مشاهده نمىشود . همچنان هيچ نوع حركتى در عرصهء كائنات متحرك وجود ندارد كه يك حقيقتى به نام رابطهء ضرورى با هويّت عينى ، حركت بعدى را به آن به پيوندد . از اين تحقيق تحليلى اين نتيجه را به دست مىآوريم كه موجودات جهان خلقت مانند فوتونهاى نور همواره در حال ريزش از فوق طبيعت است . اين مطلبى است كه برتراند راسل با تمامى طبيعىگرى و علمگرايى كه داشت در كتاب عرفان و منطق آورده است . او در بحث زمان مىگويد : « اگر امور جهان را چنان تصور كنيم كه از يك عالم ابدى خارجى وارد جهان ما مىشوند و نه از اين نظرگاه كه زمان را همچون خورندهء هر چه كه هست مىنگرد ، در چنين صورتى من گمان مىكنم كه تصوير درستترى از جهان خواهيم داشت . اگر هم زمان واقعيتى داشته باشد ، توجه كردن به اين كه اين واقعيت اهميتى ندارد نخستين منزل در راه حكمت است . » ( 1 ) از اين نظريه ، نبايد چنين استفاده كرد كه اين همان طرز تفكر اشخاصى مانند دويد هيوم است كه قانون « عليت » را در عالم طبيعت منكرند ، زيرا اين نظريه خود « عليت » را نفى نمىكند ، بلكه علت و معلول و رابطهء موجود ميان آن دو را مربوط به افاضهء مستّمر فيض خداوندى مىداند . اين آيهء شريفه را توجه كنيم : * ( وَالله أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ) *
--> ( 1 ) MYSTICISM AND LOGIC P . 27 : " A truer image of the world , I think is obtained by Picturing Things as entering in to the stream of time from an enternal wold outside , than from a riwe wich regards time as the devouring tyrant of all that is . both in thought and in Feeling , even though time be real , to realize the unimportance of time is the gate of wisdom . عرفان و منطق ، ترجمه نجف دريابندرى ، ص 77 .