محمد تقي جعفري
9
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
برهان جهانى است كه همان پى بردن از معلولها به علت نخستين و از ممكنات به واجب است و ليكن بر فرض اين كه اين فهم ما درست باشد ، از كجا كه آن وجود واجب خداى منظور ما است و به چه دليل خداى وحدت وجوديان نباشد يا مجموع موجودات يعنى جهان واجب نباشد مگر اين كه وجود واجب و علت نخستين را مستلزم كمال بدانيم در اين صورت برمىگرديم به برهان وجودى كه حالش معلوم شد . » ( 1 ) انتقادى كه به نقد كانت در بارهء برهان دوم وارد است ، اينست كه او در اين كه برهان « علَّيّت » ما را به وجود واجب كه خداى منظور ارباب اديان و حكماء است ، برساند ، ترديد مىكند ، در صورتى كه برهان مزبور همان واجب الوجود را كه منظور اكثريت ملل و اقوام و حكماء است اثبات مىنمايد ، زيرا براى مكتب وحدت وجودى مخصوصا مكتبى كه بالاخره منتهى به وحدت موجودى مىگردد ، از قانون عليت استفاده نمىشود و همان گونه كه صدر المتألهين در اسفار مىگويد : « فصلى است در عدم بودن ممكنات بحسب اعيان ماهيات آنها گويا تو از مطالب گذشته كه گوشزد شد ، به توحيد خاصّ ايمان آوردى و تصديق نمودى كه وجود ، حقيقت واحده ايست كه عين حق است و براى ماهيات و اعيان امكانى ، وجود حقيقى نيست ، بلكه موجوديت آنها به جهت تلون و نورانى بودن آنها با نور وجود است و اين كه ممكنات مىتوانند تحقق معقولى داشته باشند ، نوعى از انواع ظهور وجود و طورى از اطور تجلى آن حقيقت واحده است و آنچه كه در پديدهها و ماهيات آشكار است و در همهء شئون و تعينات ديده مىشود ، نيست مگر حقيقت وجود ، بلكه وجود حق بحسب تفاوت پديدهها و تعدد شئون و تكثّر حيثيات او . . . » ( 2 ) و نيز مىگويد : « و إذ قد انكشف أنّ كلّ ما يقع اسم الوجود عليه و لو بنجو من الأنحاء
--> ( 1 ) . سير حكمت در اروپا ، فروغى ، ج 2 ص 155 . ( 2 ) . اسفار ، سفر اول از الهيات ، ص 292 ، صدر المتألهين .