محمد تقي جعفري

18

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

كسانى كه امروزه مىگويند انديشه يك پديده زايدى است و ما بايد تنها با تماس با محسوسات فعلى نيازهاى معرفتى و علمى خود را مرتفع بسازيم ، بايد از اينان پرسيد كه منظور شما از اين سفارش چيست بدان جهت كه در نوشته‌هاى اين اشخاص چه در قضاياى مربوط به ادعاها و چه در قضايايى كه بعنوان دلائل مىآورند . ابهام و مصادره به مطلوب ( تكرار ادعا بجاى استدلال ) زياد است ، لذا مجبوريم از ديدگاه علمى ، منظور آنان را با تحليل به احتمالات بدست بياوريم . لذا ، براى شناخت منظور اين مدعيان احتمالاتى را مطرح مىكنيم و آنها را مورد بحث و بررسى قرار مىدهيم . احتمال يكم اين است كه آنان مىگويند : آن فعاليت مغزى كه انديشه ناميده مىشود ، يك فعاليت بيهوده و بلكه مضر است كه در طول تاريخ زندگى بشر خود را به مغز انسانها تحميل نموده است اين احتمال خلاف همهء حقايق روشنى است كه ما با آنها در ارتباط هستيم . زيرا ما با كمال وضوح مىبينيم اين انديشه بوده است كه بشريت را از زندگيهاى ابتدائى به مراحل پيشرفتهء فرهنگها و تمدنها و علوم و معارف و صنعت و هنرها رهنمون گشته و « من » او را تا بالاترين كهكشانها و ريزترين ذرات بنيادين طبيعت گسترده است . اگر ما انسانها در دوران كنونى گرفتار مصائب و ناگواريهاى فراوانى هستيم ، اين ناراحتى و ناگواريها ناشى از فعاليتهاى متنوع انديشه نيست ، بلكه ناشى از يك تبهكارى بسيار ريشه دار است كه از آغاز تاريخ تاكنون گريبان انسان را مىفشارد و سطرهاى تاريخ او را با خونابه و خون مىنويسد . اين تبهكارى همان « خود خواهى » است كه موجب هزاران دردهاى بيدرمان گشته و همهء تلاشها و فداكارىها و محصولات عالى انديشه او را به باد فنا مىدهد . حتى همين مدعيان كه مىخواهند با منتفى ساختن انديشه از قاموس بشرى بزرگترين خدمت را بقول خودشان به بشريت انجام بدهند ( و در حقيقت انسان را با همين اختراعات و كامپيوترهايش روانه دوران ما قبل غارنشينى بفرمايند و تأكيد كنند كه مبادا از اين بهشت برين گوريلهاى باهوش گام بيرون بگذاريد ) خود بوسيله