محمد تقي جعفري

93

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

روزنامه و مجله اى كه مىخوانم و از هر كتابى كه مطالعه ميكنم ، من از در و ديوار همهء جوامع انسان و انسانيت را مىبينم و مىشنوم اين آقاى اومانيست ( معتقد به ارزش انسانيت ) هم خود مستقلى ندارد كه فلسفه اى به ادّعايش بگويد ، بلكه خود او جز هر كس و هر روزنامه و هر كتاب و در و ديوار چيزى نيست كه جامعه شناس بتواند عقيدهء او را به حساب ، وضع روانى جامعهء مورد شناخت خود بياورد . 3 . . . . چرا زيرا خيلى روشن است كه دفاع كنندگان از مكتب انسانيت ، متفكران و الا مقامى هستند كه به خطا نمىروند بايستى به اين گروه از دفاع كنندگان هم بگوييم : اين همه تناقضات مكتبى ، اين همه پيكارهاى عقيدتى كه سرتاسر تاريخ را فرا گرفته است ، از تصادم دو گارى دستى گاريچى و بهم خوردن دو جاروب جاروبكشها بوجود نيامده است ، بلكه همان متفكران چشمگير هستند كه اين همه تناقضات و تصادمهاى روانى را بوجود آورده‌اند . شما اين مقام مصونيت از خطا را به آن متفكران از كيسهء كدامين خاتم بخشيديد و آنگهى مگر نمىبينيد خود آن متفكران حتى در صورت اتحاد در بارهء يك عقيده به دلايل متناقض متوسل ميشوند ، و آن تناقضات اگر چه بطور مستقيم با عقيدهء مورد اتفاق نظر كارى ندارد ، ولى دلايل روشنى به اختلاف بسيار سخت در بارهء انسانشناسى و جهانبينى آنان است كه اثبات مىكند كه حتّى همان عقيدهء مورد اتفاق نظر مانند اتفاق شير درنده و آهوى ناتوان است كه براى عبور از سيل خروشان مجبور شده‌اند دست يكديگر را بگيرند . 4 . . . چرا براى آنكه انسان بهترين موضوع دوست داشتنى است كه جهان در اختيار من گذاشته است . اگر بگوييد : براى اين ادّعا كه « انسان بهترين موضوع دوست داشتنى است » چه دليلى را در نظر گرفته‌ايد اين دوستدار انسان كه سرتاسر وجودش از انسان دوستى احساسى ابتدايى لبريز شده است ، با چشمان خشمناك بشما نگريسته ،