محمد تقي جعفري
82
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مىگوييم : هر انسان در هر نژاد و جامعه و با هر عامل وراثتى كه زندگى خود را در اين دنيا آغاز مىكند ، در مقابل عوامل محيطى و تعليم و تربيتى كه گريبانش را خواه ناخواه و آگاه و ناآگاه خواهد گرفت ، نقطهء شروع پذيرشهاست كه مانند زمين ناكشته براى كشتكارهاى گوناگون آماده مىباشد . دليل يكم انعطاف پذيرى افراد انسانى به مقتضيات محيطهايى كه مخصوصا در دوران كودكى و جوانى كه از زادگاه خود جدا شده و به آن محيطها وارد مىشود و زندگى مىكند ، از روشنترين دلايل مدّعايى است كه متذكر شديم . بنا بر اين اگر هم تولد انسانها از پدر و مادر معين كه حامل خصوصيات عضوى و روانى مشخصى مىباشد ، تعيّن خاصى به آنها مىبخشد . با اين حال آن خصوصيات منتقل شده مىتواند با محيط و تعليم و تربيتهاى موافق يا مخالف توجيه شده و در صورت مخالفت عوامل محيطى و تعليم و تربيتى فلش و شخصيت ديگرى به خود بگيرد . در نتيجه اگر شخص جامعه شناس از روى آمار و قراين صد در صد بتواند پديدهء معينى را در يك جامعه مانند ايران ، تركيّه ، اتريش مثلا بدست بياورد ، باز نمىتواند بيش از اين معنى را ادّعا كند كه پديدهء مفروض در فلان جامعه كه با فلان شرايط و اوضاع در جريان است قابل مشاهده است . امّا اگر بخواهد همان پديده را به طبيعت انسانهاى جامعهء مورد بررسى يا به اعماق تاريخ و خصوصيتهاى نژادى و ايده ئولوژيكى آن جامعه مستند بسازد ، بدون ترديد راه خطا و غلط را در پيش گرفته است ، زيرا طبيعت انسانى و نژاد و محيط و ايده ئولوژى آن جوامع قرنهاى بسيار طولانى متحد بوده در صورتى كه تحولات فراوانى به آن جوامع عارض شده است . دليل دوم - اگر چنين بود كه هر جامعه و ملَّتى مانند مجموعه اى از آجرهايى كه همهء آنها از يك نوع مادهء خاكى ساخته شده و در يك نوع كورهء آجر پزى پخته شده باشند ، مىبايست هيچ گونه اختلاف در فعاليتهاى روانى نداشته باشند ، در صورتى كه اگر عوامل