محمد تقي جعفري
72
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ولى با نظر به امكان آزادى در انتخاب موقعيت خاص در گروههاى متنوع مدافعان . اختيار انتخاب محفوظ مىباشد . از طرف ديگر ، همين كه طرف اشباع غريزه با يك آزادى انتخاب شد يا شخص دفاع كننده موقعيت خود را در نوعى از گروه مدافعان برگزيد ، ممكن است مشمول جبرى قوانين مرحله جديد كه خود انتخاب كرده است ، بوده باشد . بدين ترتيب مىبينيم : در هيچ رابطهء ميان انسانها در مسيرى كه از مرحلهء علَّتها شروع و رو به معلولات خاص خود حركت مىكند . نه جبر مطلق وجود دارد و نه آزادى مستمر . همچنين است در روابط روانى ، مثلا خود رابطهء احساس همنوعى و خواص آن ، ناشى از عام جبرى است كه هر انسانى را وادار مىكند كه انسان ديگر را همنوع خود بداند ، سپس مرحلهء احساس خواص همنوعى فرا مىرسد كه با كميت و كيفيتها و شرايط مختلف ، بطور اجبار در انسانها بوجود مىآيد و آن گاه از نظر حركت مطابق احساس مزبور از نظر تطبيق و برگزيدن راه عمل ممكن است آزادىهايى براى رنگ آميزى و يا اجراى مزبور وجود داشته باشد ، به همين ترتيب است روابط هموطنى همنژادى ، همعقيدتى ، هم فرهنگى . . عامل جبرى اين روابط از برون ذات سرچشمه مىگيرد ، به اين معنى كه جايگاهى بعنوان وطن و انسانهايى بعنوان مشترك در نياكان ، بيرون از ذات يك فرد يا گروهى از انسانها وجود دارد . پس از رسيدن انسان به دورهء رشد و بلوغ ، اين رابطه از خارج از ذات بر او تحميل مىشود . او احساس مىكند كه وطن دارد و هموطنانى ، نژادى دارد و همنژادهايى . همچنين عقايد و ايدهها كه پيش از آنكه او وارد صحنهء گيتى شود ، يا در زمان زندگى او ، ولى بدون دخالت اختيار او در جامعه حكمفرما مىباشد . او يا بطور آگاه يا ناخود آگاهانه در آن عقايد و ايدهها غوطه ور مىشود ، حتى گاهى با احساس مقاومت درونى در برابر آن عقايد مجبور مىشود كه مسير حيات خود را در مسير همان عقايد قرار بدهد . از همين نوع است فرهنگ يك جامعه كه خواه ناخواه جزء تشكيل