محمد تقي جعفري

70

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تشكيك ششم - اين تشكيك تنها در بارهء اندازهء ضرورت قانون علَّيت است ، و آن اينست كه تصور اين كه ناگهان جهان طبيعت زير و رو شده و بيك شكل ديگرى جز آنكه تا كنون ديده مىشد در آمده است ، تصور سهل و ساده ايست . و بقول ماكس پلانك « اين تصور ساده ايست كه آبشار نياگارا از پايين به بالا بجريان بيافتد و در آن اطاقى كه نشسته‌ام و مشغول نوشتن چيزى هستم ، در اطاق به ميل خود باز شود و ناگهان تمام شخصيتهاى تاريخى وارد اطاق شده در برابر ميز من بايستند » ( 1 ) امّا در بارهء مربّع حتى در عالم تصور هم نمىتوانم ، يك مربع را دايره تصور كنم . ماكس پلانك در كتاب علم بكجا مىرود كه اين مطلب را ابراز داشته است ، توضيح لازم و كافى نمىدهد . به نظر مىرسد تفاوت دو تصور فوق از آن جهت است كه تصور ما در بارهء جهان طبيعت ، تصور در بارهء موضوعى خارج از خويشتن است كه بىنياز از آگاهى و ارادهء ما جريانات معينى را دنبال مىكند ، و روابط ضرورى ميان آن جريانات را ما بوجود نياورده‌ايم ، اين روابط در يك سيستم باز در جريان قرار گرفته است ، لذا امكان ذاتى و تصور خلاف آنچه كه با آن روبرو هستيم ، مانع منطقى ندارد ، در صورتى كه مربّع تصور شده در ذهن ما ، معلولى از خلاقيّت ذهنى ماست كه ضرورت مربّع بودن در ذات آن است ، لذا تصور دايره بودن آن مربّع ضدّ صريح آن مربع است كه خلق شدهء ذهن ما مىباشد . تشكيك هفتم - از لايب نيتز بيادگار مانده است . ماكس پلانك از اين فيلسوف چنين نقل مىكند : « اين جهان بر طبق نقشهء حكيمانه خالقى ساخته شده و اين خدا در هر آفريده اى قانون خصوصى و فردى وجود او را قرار داده ، بدانسان كه هر موجودى در اين جهان مستقل

--> ( 1 ) همان مأخذ ص 161 .