محمد تقي جعفري
66
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ابتدائى شخصيت مانند پوست دوم پياز است . اين سطح با عوامل عادى كه فضاى ذهن را اشغال كرده ، احاطه شده است ، چنان كه پوست دوم پياز با پوست اولى پوشيده شده است عبور از سطح ابتدايى شخصيت به سطح دوم ، گاهى در راه رهايى از جبر عامل برونى و عوامل اشغال كننده فضاى ذهن را اشغال كرده ، احاطه شده است ، چنان كه پوست دوم پياز با پوست اولى پوشيده شده است عبور از سطح ابتدايى شخصيت به سطح دوم ، گاهى در راه رهايى از جبر عامل برونى و عوامل اشغال كننده فضاى ذهن است ، به همين ترتيب هر چه عميقتر برويم به منطقهء شخصيت نزديكتر مىشويم و جنبهء اختيارى كار افزايش مىيابد . هنگام عبور از هر يك از اين سطوح نوعى از عوامل جبر را پشت سر مىگذاريم مثلا در سطح دوّم عوامل رسوب يافتهء موقت را مىگذريم ، در سطح سوم از عوامل رسوب يافتهء كهن را زير پا مىگذاريم در سطح چهارم عوامل ارثى را خنثى مىكنيم ، يا آنها را در مسير خواستهء شخصيت توجيه مىنمايم . تبصره - اين نكته را نبايد ناديده گرفت كه مقصود از سطوح تو در تو واقعا به معناى تو در توى هندسى نيست كه هر يك براى خود مرزى و بعد معيّنى داشته باشند ، بلكه مقصود ما : مانند اصطلاح خود آگاه و نيمه آگاه و ناخود آگاه مىباشد كه به سطوح ابتدايى و عميق تشبيه مىشود . عميقترين سطح شخصيت يا نابترين مغز شخصيت خيرجويى مىباشد . هر اندازه شخصيت قوىتر باشد وصول به اختيار آسانتر خواهد بود اين مسئله ايست كه متاسفانه با كمال بىاعتنايى از قلمرو علوم بر كنار رفته است جبرى بودن قوانينى كه در علوم طبيعى مورد بررسى قرار مىگيرد ، آن قدر جلو چشم دانشمندان را گرفته است كه بجاى آنكه بگويند : همهء اجزا و روابط طبيعت مشمول قوانين جبرى است ، مىگويند : هر كجا اسم قانون شنيديد ، فورا متوجه شويد كه كلمه اى را بر زبان