محمد تقي جعفري
50
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
شود زيرا اين دو امر موجب تاريكى موضوع مىگردد . موضوع دوم - هدفگيرى انسانها از تحصيل شناسايىهاست . اين هدفگيرى نيز بر دو نوع عمده تقسيم مىگردد : نوع يكم - هدفگيرى طبيعى ، عبارت است از تكاپويى كه خود حيات آدمى و خواستههاى معين او بوجود مىآورد . شناسايى چهرهء اقتصادى يك موضوع معلول بعد اقتصادى حيات است . لذا براى كسى كه تنها جنبهء اقتصادى موضوع مفروض مطرح است . جنبههاى ديگر آن ، اگر چه دهها مرتبه با اهميتتر از آن يا مساوى آن باشد ، مطرح نمىگردد . اصل كلى قضّيه چنين است كه درك و حسّ كنجكاوى و تمايل به دريافت يك موضوع ناشى از جوشش حيات آدمى است كه عواملى بعنوان درك و كنجكاوى و اميال دارا مىباشد . اين عوامل به پيروى از محدوديتهاى موقعيت حيات محدود مىگردد و در نتيجه عبور به ماوراى آن نمىكند . اين اصل طبيعى است كه چهرهها و نمودهاى جهان هستى و موجوديت انسانى را تقسيم و تجزيه مىنمايد . از اينجاست كه محدوديت خاصى همواره معلومات بشرى را احاطه مىكند و هدفگيرىهايى او را بطور طبيعى محدود مىسازد . نوع دوم - هدفگيرىهاى ثانوى است ، يعنى آن هدفگيرىهايى است كه به خصوصيت طبيعت حيات آدمى مربوط نيست ، بلكه ناشى از گرايشها و انتخابهايى است كه بعلل ايده ئولوژيكى و سازندگىهاى تكاملى يا تجملى انجام مىدهد . مثلا انسان را با هدفگيرى اجتماع ماشينى مورد شناسائى قرار مىدهد معلوماتى كه از اين هدفگيرى در بارهء انسان بدست خواهد آورد ، درست است كه با نظر بچهرهء هدفگيرى