محمد تقي جعفري

46

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

شناسائىهاى ما در بارهء نمودها و فعاليّتهاى عالم طبيعت يا بكلَّى دور از دسترس اين نوع دخالت است و يا اگر همچنين بازيگرى بتواند وارد ميدان علوم طبيعى شود ، دير يا زود پرده از رويش برداشته مىشود و واقعيت نمود خود را نشان مىدهد ، زيرا خواسته‌هاى انسانى اگر چه خاك را به صورت آجر در مىآورد و آن را در ساختمان به كار مىگذارد و يا از فلان معدن فلزّى را تصفيه نموده و آن را ذوب كرده و به شكل ماشين در مىآورد ، ولى بهر حال آن موضوع طبيعى كه ده‌ها يا صدها بار در دست انسانى تغيير وضع داده و دگرگون مىشود ، در هر حال نشان دخالت و كار بشرى را در پيشانى خود دارد . و مىتواند عبور خود را از مسير خواسته‌هاى بشرى براى هر انسان آگاهى آشكار بسازد . در صورتى كه دخالت ثانوى و عمدى در شناسايىهاى انسانى ، خود مىتواند به صورت تلقينات بسيار مؤثّر در آمده و جامعه شناسى را به جامعه سازى مبدل نمايد . ما منكر لزوم و ضرورت جامعه سازى نيستيم ، بلكه هر خردمند هشيارى كه به امكانات با ارزش بشرى اطَّلاعى حاصل نمايد ، جامعه سازى را ضرورىترين علم و عمل تلقى خواهد كرد ، ولى آنچه كه اهميت دارد اينست كه دو قلمرو جامعه شناسى و جامعه سازى نبايستى بهم مخلوط شود . شناخت نور و طبيعت جارى آن ، غير از ساختن و دگرگون كردن آن است ، ما براى توضيح بيشتر در اين مبحث ، مسئله زير را مطرح مىكنيم : جامعه شناسى و جامعه سازى چنان كه موضوعات و روابط جهان طبيعت ، از علل و عوامل معيّنى بروز مىكند و در مسير طبيعى خود بجريان مىافتد ، پديدهء زندگى دسته جمعى انسانها هم ، ناشى از علل و عواملى است كه آن را به وجود آورده و در گذرگاه تاريخ با اشكال گوناگون در جوامع