محمد تقي جعفري

42

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

افراد گروه‌هاى انسانى به سبب ارتباطات مختلف جمعى بوجود مىآورند با شناخت علل و عوامل آنها البته مسلم است كه همين موضوع هم كه كلى است بموضوعات متنوعى تقسيم مىگردد ، مانند جامعه شناسى حقوقى ، مذهبى ، اقتصادى . . . چگونه جامعه شناسى به صورت علم در ميايد جاى ترديد نيست كه هيچ نوعى از شناسائىها بدون داشتن يك عده قوانين و اصول كلى نمىتواند بعنوان يك علم مطرح و به فعاليت بپردازد . اگر كسى تمام شهرها و شهركها و دهات ايران را گردش كند و تمام نمودهاى ارتباطات متنوع افراد آن شهرها و شهركها و دهات را به بيند ، نمىتواند اين مشاهدات محض را بعنوان جامعه شناسى علمى ايران تلقى نمايد . اين گونه شناسائى مانند اينست كه يك فرد بتواند آيينه اى بسازد كه تمام نمودهاى كيهان بزرگ در آن منعكس شود ، اين فرد با داشتن چنين آيينه نه فيزيكدان است و نه كيهان شناس . به همين جهت است كه اگر كسى تنها بداشتن آمار در نمودهاى روابط جمعى در جامعه شناسى قناعت كند او را نمىتوان جامعه شناس تلقى كرد ، بلكه بدست آوردن آمار ، مانند بدست آوردن مادهء خام است كه با بررسىهاى قانونى و كشف علل و عوامل و نتايج آنها مفيد خواهد بود . بنا بر اين شناسائى نمودهاى جامعه موقعى مىتواند جنبهء علمى به خود بگيرد كه همراه با شناخت علل و قوانين و اصولى بوده باشد كه نمودهاى مزبور را توجيه و تفسير مىنمايد . اين مبحث تحت عنوان « آيا براى جامعه شناسى قوانينى وجود دارد » مشروحا بررسى خواهد شد .