محمد تقي جعفري
34
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
پس فرو رفت او به خود اندر نغول شد ملول از صورت خوابش فضول كه چه خسبى آخر اندر رز نگر اين درختان بين و آثار خضر امر حق بشنو كه گفته است انظروا سوى اين آثار رحمت آر رو گفت آثارش دلست اى بو الهوس آن برن آثار آثار است و بس باغها و سبزهها در عين جان بر برون عكسش چو در آب روان آن خيال باغ باشد اندر آب كه كند از لطف آب آن اضطراب باغها و ميوهها اندر دل است عكس لطف آن بر اين آب و گل است گر نبودى عكس آن سر و سرور پس نخواندى ايزدش دار الغرور اين غرور آن است يعنى اين خيال هست از عكس دل و جان رجال جمله مغرور ران بر اين عكس آمده بر گمانى كاين بود جنتكده مىگريزند از اصول باغها بر خيالى مىكنند آن لاغها در جاى ديگر چنين مىگويد : شد ز جيب آن كفّ موسى ضو فشان كان فزون آمد زماه آسمان كانچه مىجستى ز چرخ با نهيب سر بر آورده است اى موسى ز جيب تا بدانى كاسمانهاى سمى هست عكس مدركات آدمى 11 ، 12 - فلو قبلت دنياهم لاحبوك ، و لو قرضت منها لامنوك ( اگر دنياى آنان را مىپذيرفتى دوستت مىداشتند و اگر مقدارى از دنيايشان را به خود اختصاص مىدادى ترا امين مىپنداشتند ) . اگر در چسبيدن به دنيا و آرمانهاى آن ، با دنيا پرستان خودكامه شركت كنيد ، محبوب و امين آنان خواهيد بود سه علت اساسى وجود دارد كه موجب دو خاصيت مزبور ( محبوبيت و امين تلقى شدن