محمد تقي جعفري
30
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
خود متحمل مىشود و نمىداند كه ريشههاى آنها از كجا سرچشمه مىگيرد ، فراوانتر از آن است كه قابل شمارش باشد . چون كسى را خار در پايش خلد پاى خود را بر سر زانو نهد با سر سوزن همى جويد سرش ور نيايد مىكند با لب ترش خار در باشد چنين دشوار ياب خار در دل چون بود واده جواب خار دل را گر پديدى هر خسى كى غمان را راه بودى بر كسى كس به زير خر خارى نهد خر نداند دفع آن بر مىجهد خر ز بهر دفع خار از سوز و درد جفته مىانداخت صد جا زخم كرد بر جهد آن خار محكمتر كند عاقلى بايد كه بر مركز كند 9 - و لو ان السماوات و الارضين كانتا رتقاً على عبد ثم اتقى الله لجعل الله له منهما مخرجا و اگر آسمانها و زمين بر روى بنده بسته شود ، پس آن بنده به خداوند سبحان تقوى بورزد ، خداوند براى او از آسمانها و زمينهاى بسته شده گريزگاهى باز مىكند ) در آن هنگام كه همهء كيهان بزرگ مانند ديوارى آهنين يك انسان را در خود بفشارد ، تقواى الهى انسان ، آن ديوار را مىشكافد و او را از آن محاصرهء مرگبار نجات مىدهد . در امتداد عمر آدمى ، لحظات و گاهى ساعات و ديگر گاه روزها يا ماه هايى مىرسد كه زمان گذرا براى او از حركت مىايستد ، بلكه دقائق و ساعات و روزها و شبهاى آن مانند يك زنجير گرانبار به دست و پاى وى مىپيچد ، گويى : اين خود زمان سيّال است كه او را از حركت باز داشته است . و گويى : اصلا فضائى گسترده وجود ندارد تا براى آن انسان ديدگاهى داشته باشد . همه جا بسته و همهء بالها شكسته و هيچ منفذ و گريزگاهى ديده