محمد تقي جعفري

311

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

حركت مىكند و نام آن را حيات مىنامد در صورتى كه نه مالك ارادهء خود مىباشد ، و نه طعم استقلال و آزادى حيات را مىتواند بچشد . اشخاصى كه راه درست انديشيدن را براى مردم جامعه مىبندند ، مخصوصا بوسيلهء شناخت رگ اغفال جوانان و تخليهء مغزى آنان ، راه را براى تفكر و فعاليتهاى منتج مغزى آنان سدّ مىكنند ، جنايتكارانى هستند كه نه تنها هشياران جامعه آنان را مطرود و ظالم تلقى مىكنند ، بلكه تاريخ فرهنگ آن جامعه ، سطرهاى سياه خود را اختصاص به آنان مىدهد و پرده را از روى مغالطه‌ها و سفسطه‌ها و شطرنج بازيهاى آنان را كه روى مهره‌هاى اصطلاحات فريبا انجام داده‌اند بر كنار نموده بار ديگر حقائق را بوسيلهء وجدانهاى پاك و عقول سليم انسانهاى برازنده نمودار خواهد ساخت . اين ظلم از دوران شيوع زندگى ماشينى از چشم ساده لوحان ناپديد گشته و اشتغالات بىامان و تكاپو براى تأمين زندگى مصرفگرا ، مانع از توجه به تجاوزات و ظلمهاى متنوع فكرى از راه تخليه مغز و تحريف اصول اساسى انديشهء صحيح گشته است . اگر روزى فرا رسد كه صاحبنظران دلسوز به انسان و انسانيت ، به محاسبهء خسارات بىنهايتى كه از راه ظلم به انديشهء انسانها وارد شده و وارد مىآيد بپردازند ، در آن روز معلوم خواهد گشت كه خسارات مغزى خيلى بيش از خسارات مالى و اعتبارى و حتى جانى او بوده و ظلمى را كه بشريت از اين راه متحمل شده است ، بيش از تجاوز و تعدى بر ديگر شئون حياتى آن بوده است . 5 . ظلم روانى يا روحى - اين سئوالات را با دقت شايسته مورد توجه و بررسى قرار بدهيم : الف - افراد بشر در ايجاد اضطرابات و تشويشهاى روانى به همنوعان خود ، تا چه اندازه مؤثر است ب - افراد بشر در ايجاد دو روئىها و اشاعهء آن در ميان مردم كه موجب اختلال روانى شبيه به خود ستيزى مىگردد ، تا چه حدّ دخالت دارد