محمد تقي جعفري
296
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
كرده و بيعتى را كه با من نموده بودند ، شكستند و مردم را عليه من تحريك كرده و شوراندند خداوندا ، باز كن آنچه را كه آن نابكاران بستند و محكم مفرما آنچه را كه برقرار نمودند و آرزوها و كردههاى آنان را به عاقبت بد و ناگوارىها مبتلا بفرما . من پيش از جنگ ، از آن دو پيمان شكن خواستم برگردند و حق را بپذيرند ، و من پيش از بروز پيكار تحمل نمودم [ باشد كه از راه منحرف برگردند ] ولى آنان قدر اين نعمت الهى را ندانستند و عافيت را [ كه به سراغشان آمده بود ] برگرداندند . ظلم و ظالم و مظلوم . عدل و عادل و كسى كه در بارهء او با عدل رفتار شده است نخست يك تعريف اجمالى در بارهء ظلم و عدل مطرح مىنماييم و سپس به مسائل مربوطه مىپردازيم . حكماء و فيلسوفان و متكلمان و ديگر صاحبنظرانى كه در صدد تعريف اين دو پديدهء متقابل ( عدل و ظلم ) برآمدهاند ، اختلاف نظر دارند . ولى عمدهء اختلافات مربوط به مصاديق و موارد و مناقشات لفظى و غير ذلك مىباشد . و مىتوان براى آن همه تعاريف يك جامع مشترك را در نظر گرفت كه هم مورد قبول اكثريت صاحبنظران بوده باشد و هم جامع مفاهيم و مصاديق خود و هم آنچه را كه داخل در تعريف آن دو نيست ، خارج شوند . مقدمتا - اين مطلب را بايد در نظر بگيريم كه ظلم و عدل از حقائق قصدى مىباشند . به اين معنى كه تعدى و تجاوز به حق يا حقوق انسانى بدون آگاهى به ماهيت كارى كه وسيلهء تجاوز است ، ظلم نيست ، همان گونه كه اگر ماهيت كار معلوم باشد ، ولى تعدى كننده از آن كار قصد ظلم و تجاوز ندارد . براى هر دو صورت مثالى مىآوريم : 1 . اگر كسى زمينى را در تاريكى زير و رو مىكند و سنگها و خاكها را از جايى به جايى ديگر منتقل مىنمايد و نمىداند كه اين فعاليت چيست و چه نتيجه اى دارد ، فقط