محمد تقي جعفري

288

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

در سخنان امير المؤمنين عليه السلام با كمال صراحت مشاهده كرده‌ايم از آن جمله - و لا يغدر من علم كيف المرجع . و لقد أصبحنا في زمان قد اتّخذ أكثر أهله الغدر كيسا ، و نسبهم أهل الجهل فيه إلى حسن الحيلة . ما لهم قاتلهم اللَّه قد يرى الحّول القّلب وجه الحيلة و دونه مانع من أمر اللَّه و نهيه فيدعها رأى عين بعد القدرة عليها و ينتهز فرصتها من لا جريحة له في الدّين [ خطبهء 41 ] ( و كسى كه بداند سرنوشت نهائى زندگى او چيست ، مكر و حيله نمىكند . ما در زمانى بسر مىبريم كه اكثر مردمش مكر را هشيارى تلقى كرده‌اند و نادانان اين مكر پردازى را به مهارت در چاره جوئى نسبت مىدهند . اينان در چه وضعى هستند [ چه فكر مىكنند ] خدا آنان را بكشد . انسان آگاه به دگرگونىها و ابعاد گوناگون امور ، راههاى حيله گرى را مىبيند ، ولى در مقابل او ، از امر و نهى خداوندى براى ارتكاب به حيله گرى و نيرنگ بازى مانعى وجود دارد ، و در نتيجه آن حيله گرى را در عين حال كه قدرت بر اعمال آن دارد ، رها مىكند ، و كسى كه هيچ تأثر و اجتنابى در دين ندارد فرصت را براى حيله گرى غنيمت مىشمارد . ) و در خطبهء 200 مىفرمايد : و اللَّه ما معاوية بأدهى منّى ، و لكنّه يغدر و يفجر ، و لو لا كراهيّة الغدر لكنت من أدهى النّاس ، و لكن كلّ غدرة فجرة . و لكلّ غادر لواء يعرف به يوم القيامة ، و اللَّه ما أستغفل بالمكيدة و لا أستغمز بالشّديدة ( سوگند به خدا ، معاويه زيركتر از من نيست ، بلكه او نيرنگ بازى مىكند و تبهكارى مىنمايد [ كار او وعده شكنى و معصيت كارى است ] و اگر نبود وقاحت و زشتى پيمانشكنى و مكر پردازى از زيركترين ( سياست بازترين ) مردم بودم . ولى هر نيرنگ بازى گناهى است ، و براى هر مكر پرداز عهد شكن پرچمى است كه در روز قيامت با او شناخته مىشود ، و سوگند به خدا ، با حيله گرى غافلگير نمىشوم و با حوادث تند ناتوان نمىگردم . ) همانطور كه مىبينيم در اين سخنان مبارك هم از حيله گرى و عهدشكنى و نيرنگ بازى ، خود را تبرئه مىفرمايد و هم از تحت تأثير قرار گرفتن از امور