محمد تقي جعفري
274
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
انسان وارسته از ماده و مقام بود كه فرمود : أما و الَّذى فلق الحّبة و برأ النّسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر ، و ما أخذ اللَّه على العلماء أن لا يقارّوا على كظَّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس أوّلها و لألفيتم دنياكم هذه أزهد عندى من عفطة عنز [ خطبهء 3 ] ( سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و روح را آفريد ، اگر گروهى براى يارى من آماده نبودند و حجت خداوندى با وجود ياران براى من تمام نمىگشت و نبود پيمان الهى با دانايان در بارهء عدم تحمل پرخورى ستمكاران و گرسنگى ستمديدگان ، مهار اين زمامدارى را بدوشش مىانداختم و انجام آن را مانند آغازش با پيالهء بىاعتنائى سيراب مىكردم ، در آن هنگام مىفهميديد كه اين دنياى شما در نزد من ناچيزتر است از اخلاط دماغ يك بز . ) و فرمود : و اللَّه لو أعطيت الأقاليم السّبعة بما تحت أفلاكها على أن أعصى اللَّه في نملة أسلبها جلب شعيرة ما فعلت ، و إنّ دنياكم عندى لأهون من ورقة في فم جرادة تقضمها ، ما لعلىّ و لنعيم يفنى و لذّة لا تبقى ، نعوذ باللَّه من سبات العقل و قبح الزّلل [ خطبهء 224 ] ( سوگند به خدا ، اگر همهء اقاليم هفتگانه ( زمين را ) با آنچه در اين كيهان بزرگ است به من داده شود كه خدا را با كشيدن پوست جوى از دهان مورچه اى معصيت نمايم ، نخواهم كرد ، و اين دنياى شما در نزد من ناچيزتر است از آن برگ [ ناچيز ] كه ملخى آن را در دهانش مىجود و مىخورد . على را با نعمتهاى دنيا كه رو به فنا است و با لذائذى كه رو به زوال است ، چكار پناه مىبريم به خدا از خفتن عقل و زشتى لغزشها ) . بنا بر اين ، همهء تلاشها و تكاپوها و مشقتها و شكنجهها كه امير المؤمنين عليه السلام تحمل فرموده است ، براى به فعليت رساندن استعدادها و سرمايههاى عالى وجود انسان بود كه خداوند در درون آنان به وديعت نهاده است . او با كمال صراحت از پروردگار خود شنيد كه فرموده است : * ( وَمَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً ) * [ المائده آيه 32 ] ( و هر