محمد تقي جعفري
272
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ضرورتهاى ] آنها مستهلك بنسازد . هر ثروتى و هر مقامى و هر آنچه را كه براى زندگى طبيعى محض و تجملات آنها كمك مىكند ، زمامدار تهيه نمايد ، اگر چه ديگر افراد و گروههاى قلمرو زمامدارى آن حاكم در نهايت ذلت و بيچارگى زندگى كنند . آنان سرخى گونههاى خود را مىخواهند و كارى با زردى روى ديگران كه بايد براى سرخ كردن گونههاى آنان تحمل نمايند ، ندارند و نمىدانند يا اعتنائى به اين ندارند كه - ده تن از تو زرد روى و بينوا خسبه همى تا به گلگون مىتو روى خويش را گلگون كنى ناصر خسرو قباديانى و همچنين ، آن دون صفتان نمىدانند يا اعتنائى به آن خسارت ابدى ندارند كه لذت پرستىها و خودكامگىها بوجود خواهد آورد . براستى ، اين تبهكاران كه به فكر خويشتن نيستند چگونه مىتوانند به فكر ديگران باشند 5 - أيّها النّاس ، أعينونى على أنفسكم ( اى مردم ، مرا براى اصلاح خود يارى نماييد ) اى مردم ، بياييد مرا براى اصلاح خودتان يارى كنيد خداوندا ، پروردگارا ، داورا ، دادگرا ، روزى فرا خواهد رسيد كه اين موجودات كه نام خود را انسان نهاده و ادّعاى ترقى و اعتلايشان ، بر فراز كيهان سترگ طنين انداخته است ، و هنوز براى تشخيص دردهاى اساسى خود و درمان آنها حتى كوچكترين گام اختيارى برنداشتهاند به خود بيايند درست است كه همواره قدرتمندان خودكامه نه تنها براى شناخت درد ، و درمان و علاج دردهاى مردم گامى برنداشتهاند ، بلكه نتيجهء يكه تازيهاى آنان در عرصهء حيات انسانها ، افزودن به دردها و جلوگيرى از معالجات طبيبان انسانى