محمد تقي جعفري
264
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
135 متن خطبهء صد و سى و پنجم 135 - و قد وقعت مشاجرة بينه و بين عثمان فقال المغيرة بن الأخنس لعثمان : أنا أكفيكه ، فقال على عليه السلام للمغيرة : يا بن اللَّعين الأبتر ، و الشّجرة الَّتى لا أصل لها و لا فرع ، أنت تكفينى فو اللَّه ما أعزّ اللَّه من أنت ناصره ، و لا قام من أنت منهضه . اخرج عنّا أبعد اللَّه نواك ، ثمّ ابلغ جهدك ، فلا أبقى اللَّه عليك إن أبقيت ترجمهء خطبهء صد و سى و پنجم ( و از سخنان آن حضرت است ، اين سخن را موقعى فرمود كه ميان او و عثمان مشاجره اى شد ، مغيرة بن الاخنس به عثمان گفت : من او را كفايت مىكنم ) من از عهدهء على [ ع ] برمىآيم ، آن حضرت فرمود : اى پسر لعين بىاصل و بريده و اى درختى كه نه ريشه اى دارد و نه شاخه اى تو در حمايت از عثمان از عهدهء من برمىآيى سوگند به خدا ، خداوند ، عزيز نكرده است كسى را كه تو ياورش باشى و بر پاى نمىايستد كسى كه تو او را بر پاى بدارى از ميان ما بيرون شو ، خداوند فاصلهء ميان ما و ترا دور فرمايد [ خير را از تو سلب كند ] سپس [ براى مقاصد خود ] از هيچ كوششى دريغ مدار ، خداوند خير و عنايتش را از تو بگيرد ، اگر زنده بمانى مغيرة بن الاخنس كيست بنا بگفتهء ابن ابى الحديد : « نام پدران مغيرة بن الاخنس از اين قرار است : شريق بن عمرو بن وهب بن علاج بن ابى سلمة الثقفى هم پيمان بنى زهرة . علت اين كه امير المؤمنين عليه السلام به