محمد تقي جعفري
253
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
اثبات اختلاف يا تناقض در آيات قرآن مجيد برآيند ، در حالى كه چنين كارى ( اثبات اختلاف و تناقض ) آنان را در همهء عرصههاى رويارويى پيروز مىساخت و نياز به جنگ و كشتار و از دست دادن همهء شئون حياتى نبود . اين وحدت و انسجام قرآن در ارائهء واقعيات بسيار فراوان پيرامون الهيات و طبيعيات و موقعيت انسان در جهان هستى و احكام و دستورات و اخلاقيات و قصص [ براى اعتبار و آموزش اصول و قوانين حيات در مسير كمال ] ايجاب مىكند كه هر يك از مجموعهء آيات مفسر و شاهد آيات ديگر بوده باشد . بعنوان مثال چهار آيهء آخر سورهء التكوير چنين است : * ( فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ ، إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ . وَما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ الله رَبُّ الْعالَمِينَ ) * . ( پس بكجا مىرويد . اين قرآن نيست مگر ياد آورنده براى عالميان براى كسى از شما كه مىخواهد در صراط مستقيم دين حركت كند . و شما نمىتوانيد . [ چيزى را ] بخواهيد مگر اين كه خداوند پرورندهء عالميان آن را بخواهد . ) اگر ما با قطع نظر از ساير آيات قرآنى مربوط به مشيت خداوندى ، آخر اين آيه را معنى كنيم ، محتواى آن جبر است و محال است خداوند سبحان انسانهاى مجبور را مسئول قرار بدهد . امّا با نظر به بعضى از آيات ديگر كه مورد مشيّت خداوندى را بيان مىنمايد ، جبر منتفى مىشود و احساس اختلاف يا تناقض آيهء مزبور با آيهء سوم از سورهء الانسان * ( إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً ) * ( ما انسان را به راه دين هدايت كرديم يا شكرگزار مىباشد [ و آن راه را مسير خود قرار مىدهد ] و يا كفران مىورزد [ و از آن راه منحرف مىگردد . ] كه دلالت به اختيار دارد بر طرف مىگردد ، بعضى از آيات مربوط به مورد مشيت الهى كه مفسر آيات تعلق مشيت خداوندى به كارهاى انسانى ، است چنين است : * ( إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَلا يَرْضى لِعِبادِه الْكُفْرَ ) * ( اگر كفر بورزيد [ خيانت به خود كردهايد ] زيرا خداوند از شما بىنياز است و خداوند به كفر ورزيدن بندگانش راضى نيست . ) بنا بر اين آيهء شريفه و نظائر آن كه خداوند