محمد تقي جعفري

215

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تحليل و تجزيه شود ، كم و بيش مورد توجه فلاسفه و حكماء واقع شده است ، ولى همان گونه كه گفتيم ، خود مسئلهء فوق بطور دقيق در سخنان فيلسوفان توضيح داده نشده است . بهر حال ، ما در اين مسئله با چند قضيهء اساسى روبرو هستيم : قضيهء يكم - قانون به معناى قضيهء كلى كه قابل تطبيق بر موارد كثيره باشد ، وجود دارد ، به اين معنى كه ذهن انسانى يا بوسيلهء تتبع و استقراء لازم و كافى و يا بوسيلهء انشاء تجريدى [ مانند قضاياى رياضى ] كه كلى بودن آنها نيازى به فحص و استقراء ندارد ، قوانينى را كه قابل تطبيق بر مصاديق متعدد است ، انتزاع مىكند . قضيهء دوم - بدون قانون ( قضيهء كلى قابل تطبيق بر موارد كثيره ) هيچ علمى قابل تصور نيست ، يعنى هر يك از علوم ( اعم از انسانى و غير انسانى ) نمىتواند بدون استمداد از قوانينى معين براى توضيح موضوعات و مسائل خود و اثبات آنها ، امكان تحقق را ندارد . قانون كلى « هر كلام براى مفيد بودن » بايد شامل « نسبت تام باشد » در علوم ادبى ، براى توضيح مسائل و اثبات آنها ضرورت اساسى دارد . هر يك از قانون انبساط اجسام و سرعت حركت نور و غير ذلك توضيح مسائل فراوانى را در علم فيزيك به عهده مىگيرد و همچنين ساير علوم كه بيك اعتبار مىتوان گفت : « هر علمى عبارتست از مجموعه اى از قوانين و مسائل و موضوعات مربوطه » قضيهء سوم - اين كه هر قانونى وجود يك جريان منظم ثابت را اثبات مىكند ، يكى از قضاياى بديهى است و هرگز امكان ندارد از يك مورد جزئى مشخص كه در تحول و تبدل ناشى از حركت است [ و هرگز قابل تكرار حقيقى نيست ] قانونى انتزاع شود . قضيهء چهارم - هر جريان منظمى كه در شرايط معين ، پديدهء معينى را بوجود مىآورد ، كشف از ثبات در آن جريانات مىنمايد ، و گرنه ، بروز هر پديده در هر گونه شرايط بايد امكان پذير باشد ، مثلا امكان داشته باشد كه از بوته گل يك هواپيماى 747 بوجود بيايد