محمد تقي جعفري

202

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

جز اين كه هر جوهرى يك اندازه از حقيقت را بالقوه در بردارد و يك اندازه را بالفعل ، آن اندازه كه حقيقت در او بالفعل منعكس شده ادراك اوست و آن اندازه در هر فردى متفاوت است به تفاوتهاى نامحسوس كه پيش از اين اشاره كرديم و گفتيم : رشتهء جوهرها را بهم پيوسته و متصل مىدارد . و نيز مىتوان گفت هر جوهر فردى نظرگاهى است كه از آن نظرگاه جهان ديده مىشود جز اين كه وسعت منظره‌ها مختلف است و تنگ و فراخ دارد . اجتماع جوهرهاى فرد ، حقيقت ذواتى را مىسازند كه موجودات طبيعى نمايش ظاهرى آنها هستند و در واقع اعراض آن جواهرند . جوهرهايى كه جمادات مىسازند ادراكشان بسيار ضعيف است ، چنان كه گويى هيچ نيست ، گياه‌ها ادراكشان بيشتر است و جانوران از گياه هم بيشتر ، و انسان از همه برتر و بنا بر اين كه طفره جايز نيست انتقال از جماد به گياه و از گياه به جانور و انسان تدريجى است ، گوئى بهم پيوسته‌اند ، و كل عالم وجود واحد است . موجوداتى كه آنها را جاندار مىنامند ، يعنى گياه و جانور و انسان در هر شخص آنها از ميان مجموع جوهرهايش يكى هست كه بر همه برترى دارد ، چنان كه گوئى بر آنها فرمانروا است و او همانست كه روح يا نفس او مىنامند و فردهاى ديگر فرمانبردار و تابع ارادهء او مىباشند . . . ( 1 ) و با در نظر گرفتن نظريهء پاستور در بارهء عدم امكان تولد ذاتى ( تولد حيات خود به خود

--> ( 1 ) سير حكمت در اروپا - فروغى ج 2 ص از 57 تا 60 و تاريخ فلسفه شرق و غرب - هيئت نويسندگان زير نظر سر و پالى راداگريشنان ج 2 از ص 213 و 214 و قصه الفلسفه الحديثة ج 1 ص 182 تا 186 - احمد امين و زكى نجيب محمود