محمد تقي جعفري

197

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

منحرف نسازدكينه توزى را مبناى زندگى خود قرار داده سبزه بر روى خاك آلوده روييددر اظهار دوستى در محبت آرزوها به يكديگر ، صفا نشان داديدو در كسب اموال با يكديگر خصومت ورزيديدشيطان پليد شما را فريب داد و غرور شما را گمراه ساختو از خدا در بارهء نفس خود و نفسهاى شما يارى مىطلبم تفسير عمومى خطبهء صد و سى و سوم 3 ، 7 - و انقادت له الدّنيا و الآخرة بأزمّتها ، و قذفت إليه السّماوات و الأرضون مقاليدها ، و سجدت له بالغدوّ و الآصال ، الأشجار النّاضرة ، و قدحت له من قضبانها النّيران المضيئة و آتت أكلها بكلماته الثّمار اليانعة ( دنيا و آخرت اطاعت او كردند ، و آسمانها و زمينها كليدهاى [ وجود و جريان ] خود را به او سپردند و درختان سرسبز و با طراوت هر صبحگاه و شامگاه سجده به او كردند و از شاخه‌هاى سبز خود آتشهاى سرخ برافروختند و ميوه‌هاى رسيده با مشيتها و اوامر او آماده خورده شدن گشتند ) همهء هستى با همهء ابعاد و سطوح و جريانات خود تسليم خدا و سجده به او مىنمايند تصور اين كه خدا است مالك مطلق عالم هستى اعم از طبيعت و ما وراى طبيعت و اعمّ از دنيا و آخرت و همهء سطوح و ابعاد و جريانات آن ، براى كسى كه احاطه و سلطه و قيوميت خداوندى را درك نموده و وابستگى مطلق همهء هستى را به آن خداوند يكتا دريافته است ، تصورى است آسان و نيازى به غوطه خوردن در اصطلاحات دشوار و مفاهيم پيچيده ندارد ، همان گونه كه تصور احاطه و سلطه و قيوميّت نفس آدمى بر