محمد تقي جعفري
192
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و ديگر مصالح ساختمانى مىباشد ، از آن مصالح كه ساختمانها را بالا برده و آن شكوه و زيبايى را به آنها مىدهد ، ساختمان شخصيت كمالگراى خود را مىسازند . آنان با داشتن شكل و صورت زيباى انسانى سنگ و سيمان و آهن و رنگ و ديگر مصالح جامدند ، زيرا - اى برادر تو همى انديشه اى ما بقى خود استخوان و ريشه اى گر بود انديشه ات گل گلشنى ور بود خارى تو هيمهء گلخنى مولوى گاهى خوشبينىهاى افراطى ما افراد نوع انسانى ، كار را بجايى مىرساند كه آن مردم را كه عقول و وجدانهاى خود را از دست داده و شخصيت كمالگراى آنان به سنگ و آهن تبديل شده است ، انسان تلقى مىكنيم و در تفسير تاريخ و تمدن و حتى در تحقيقات علوم انسانى خود آنان را بعنوان انسانها مطرح مىنماييم و از نتائجى كه از اين تكاپوها و تحقيقات مىگيريم ، كمال رضايت هم براى خود تلقين مىنماييم در انتقال اموال كه از اين دست به آن دست مىگردد ، بنگريد ، آن اموال چگونه اندوخته شده بود ، و چگونه انرژىهاى مغزى و روانى و شخصيت آن مالداران را به خود مصرف نموده و چه آرزوها و اميدها و كمالگرايىها را كه در خود خشكانده بود ، با پايان يافتن آخرين نفس در زندگى در اختيار كسانى قرار مىگيرد كه شايد آن مالدار حاضر نبود حتى يك لحظه در روى او بنگرد ، حسّاستر از همهء اموال و كاخها ، همسرى را از دست مىدهد كه شايد براى بدست آوردن رابطهء همسرى با او ، سختترين ناملائمات را متحمل گشته و پرارزشترين اوقات عمر خود را مصرف نموده و با