محمد تقي جعفري

160

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

آفت در ديگران بپردازد و ربّ شقىّ يأمر النّاس بالتّقى طبيب يداوى النّاس و هو عليل ( بسا تبهكار شقى كه مردم را به تقوى دستور مىدهد ، مانند آن طبيب نما است كه مردم را مداوا مىكند در حالى كه خود او بيمار است اعراض از مال و منال دنيا و زير پا گذاشتن جاه و مقام چيزى نيست كه اثبات آنها براى امير المؤمنين نيازى به اثبات داشته باشد . براى تحقيق پيرامون اين مسئله ، مراجعه فرماييد به مجلد اول از اين مجلدات . در اين مورد فقط به دو جمله مىگوئيم جملهء اول از عمر بن عبد العزيز است : ابو القاسم هبة الله بن احمد بن عمر . . . از حسن بن صالح نقل كرده است كه جمعى در نزد عمر بن عبد العزيز در بارهء زهاد ( پارسايان ) صحبت مىكردند . هر چند نفر نام شخصى را مىبردند . عمر بن عبد العزيز گفت : « زاهدترين ( پارساترين ) مردم در دنيا على بن ابي طالب ( عليه السلام ) است » ( 1 ) و جملهء دوم از پطروشفسكى است او مىگويد : « على پروردهء محمد ( ص ) و عميقا به وى و امر اسلام وفادار بود . او يكى از شش نفرى بود كه از ميان همه به محمد ( ص ) نزديكتر بودند . . . على تا سر حد شور و عشق پاى بند دين بود . صادق و راستكار بود . در امور اخلاقى بسيار خرده گير بود . از نامجويى و طمع و مالپرستى به دور بود و بىشك مردى دلير و جنگاورى با شهامت بود ، على در نبرد بدر و احد شركت جست و در پيكار اخير 16 زخم برداشت و خلاصه تقريبا در همهء غزوه‌ها رزم كرد و با محمد ( ص ) بود . دليريهاى وى در جنگ به صورت افسانه‌ها در آمد و قصه‌ها در بارهء آن پرداختند . ( 2 ) على ( ع ) هم

--> ( 1 ) ترجمة الأمام على بن ابي طالب عليه السلام من تاريخ مدينة دمشق - الحافظ ابن عساكر بتحقيق المحقق الشيخ قر المحمودى ج 3 - ص 202 و 203 . ( 2 ) البته بديهى است كه بعدها صاحبنظران دقيق همان افسانه‌ها و قصه‌ها را مورد تحقيق قرار داده و آنها را تنقيح نمودند با اين حال دلاورى و شجاعت امير المؤمنين عليه السلام يك پديدهء بىنظير در نوع خود در تواريخ ثبت شده است .