محمد تقي جعفري
133
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
وقتى كه از نزد پيامبر بيرون رفت ، به او گفتند پيامبر به تو چه گفت آن حضرت فرمود : پيامبر 1000 باب از علم براى من آموخت كه از هر باب آنها 1000 باب گشوده مىشود » ( 1 ) ابو الفرج غيث بن على به اسناد خود از محمد بن الحسين از على بن ابي طالب عليه السلام نقل مىكند كه فرمود : « هر وقت چيزى از پيامبر سؤال مىكردم به من پاسخ مىداد و هر وقت ساكت مىشدم خود آن حضرت به سخن گفتن مىپرداخت و هيچ آيه اى بر او نازل نشد مگر اين كه آن را خواندم و تفسير و تأويل آن را دانستم و پيامبر از خدا مسئلت كرد كه هيچ چيزى از آنچه را كه به من تعليم فرمود ، فراموش نكنم . پس من ، هيچ حلال و حرام و امر و نهى و اطاعت و معصيتى را فراموش ننمودم . و پيامبر اكرم دست خود را روى سينهء من گذاشت و گفت : خدايا ، قلب على را با علم و فهم و حكم و نور پر كن ، سپس به من فرمود : پروردگار من عز و جل به من خبر داد كه دعايم را در حق تو مستجاب فرمود . » ( 2 ) ابو على المقرى با اسناد خود از انس نقل كرده است كه او مىگويد : « رسول خدا صلى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم به او فرمود : براى من آب وضو تهيه كن [ حضرت وضو گرفت ] و سپس دو ركعت نماز خواند و پس فرمود : « اولين كسى كه از اين در بر تو وارد مىشود امير المؤمنين و سيد المسلمين و پيشواى كمال يافتگان رو سفيد و خاتم اوصيا است . انس مىگويد : گفتم : خدايا اين شخص يكى از انصار باشد ، و اين نيت را در دلم مخفى كردم ، ناگهان على ( ع ) وارد شد . پيامبر فرمود : اى انس اين شخص كيست عرض كردم : على ( ع ) است . پس پيامبر در حال انبساط برخاست و دست به گردن على انداخت و او را به آغوش گرفت و صورتش را به صورت على مىكشيد و عرق على ( ع ) را
--> ( 1 ) همين مأخذ ص 484 و 485 . ( 2 ) همين مأخذ ص 485 و 486 .