محمد تقي جعفري

127

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و به آن عمل مىكند و مىگويد : من از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم چنين شنيده‌ام . پس اگر مسلمانان بدانند كه او خطا كرده و تغييرى در آن داده است ، از او نمىپذيرفتند ، و خود او هم اگر مىدانست كه در حديث خطا كرده است ، آن را مردود مىساخت . 3 . اهل شبهه - و قسم سوم مردى است كه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم چيزى را شنيده است كه به آن امر فرموده ، سپس از همان چيز نهى فرموده است ، ولى اين شخص نمىداند كه آن حضرت از آن چيز نهى فرموده است . [ بالعكس ] يا شنيده است كه آن حضرت از يك شيء نهى فرموده ، سپس به همان چيز امر فرموده است ، ولى اين شخص نمىداند ، پس منسوخ را حفظ نموده و ناسخ را حفظ نكرده است و اگر مسلمانان مىدانستند كه آن نهى منسوخ شده است ، آن را ردّ مىنمودند . 4 . راستگويان و حافظان - قسم چهارم - كسى است كه نه به خدا دروغ بسته است و نه به رسول خدا . دشمن دروغ است به جهت ترس از خدا و تعظيم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم . خطا نرفته ، بلكه آنچه را كه شنيده است ، كاملا حفظ نموده و همان گونه كه شنيده نقل نموده ، نه در آن اضافه كرده و نه از آن كم نموده است . او ناسخ را شنيده و به آن عمل كرده و منسوخ را حفظ كرده و از او دور شده است . او خاص و عام و محكم و متشابه را شناخته و هر يك از آنها را در وضع مخصوص به خود قرار داده است . گاهى مىشد كه سخنى از پيامبر اكرم صادر مىشد كه داراى دو وجه بود : كلامى خاص و كلامى عام . گاهى اين گونه سخن را كسى مىشنيد كه مقصود خدا و رسول خدا را از آن سخن نمىفهميد لذا آن شنونده بدون شناخت مقصود و هدف معناى كلام پيامبر ، آن را تفسير و توجيه مىنمود . و همهء اصحاب پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم كسانى نبودند كه از او مىپرسيدند و مىفهميدند ، حتى گاهى از آنان كسانى بودند كه دوست