محمد تقي جعفري

114

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

نگشته است . اين مسئله را بايد مورد بررسى و تحقيق بهترى قرار داد . اگر بگوييم : هر آنچه را كه رسالت پيامبر اسلام اقتضاء مىكرد ، جوامع بشرى از آن حضرت گرفت و پذيرفت و به آن عمل كرد ، قطعى است كه اين يك سخن گزاف است ، زيرا حتى خود جامعهء اسلامى آن روز نتوانست ريشه‌هاى تبهكارى جاهليت را در درون خود به كلى بخشكاند . مردمان چند شخصيتى و گروه هايى هواپرست و خودكامه مانند آل اميه و منافقانى كه خداوند در قرآن مجيد از وجود اين گونه مردم با اشكال مختلف در قرآن مجيد خبر مىدهد . و اگر بگوييم : رسالت و تكاپوهاى جهادگرانهء آن رسول الهى به نتايج قابل توجهى نرسيد ، اين هم يك نظر كاملا تفريطى است كه در مباحث مطرح شده بطلان آن را ملاحظه مىنماييم . جوامع بشرى از طلوع اسلام تاكنون در ابعادى مختلف از رسالت اسلام برخوردار شده است بار ديگر اين حقيقت ترديد ناپذير را به ياد مىآوريم كه با بعثت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم ، 1 . زمينه براى به وجود آمدن مدينهء فاضله از هر دو بعد « معرفت و عمل » كاملا آماده گشت بعنوان نمونه : يك - انسان براى خود معنايى واقعى پيدا كرد ، يعنى هر محقق صاحبنظرى اگر بخواهد بدون غرض ورزى واقعيت انسان را بشناسد ، مىتواند با نظر و بررسى لازم و كافى در منابع اوليهء اسلامى به اين مقصود بزرگ برسد . دو - عاليترين طرق برقرار كردن ارتباطات چهارگانه : ارتباط انسان با خويشتن ، ارتباط انسان با خدا ، ارتباط انسان با جهان هستى و ارتباط انسان با همنوعان