محمد تقي جعفري

10

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

امر خداوندى و شكيبائى بر سوزش زخمها ، چيزى نداشتيم . « آن همه تحمل مصيبتها و ناگوارىها در ميادين كارزار در خدمت پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ، براى اين بود كه ما آن بزرگوار را حجت خدا مىدانستيم و هر مصيبت و شكنجه اى كه در راه عمل بدستور او پيش مىآمد موجب افزايش ايمان و مقاومت ما در راه حق مىگشت » همهء اشتباهات شما معلول يك خطاى فاحش است كه از شما سر زده است ، شما مرا نمىشناسيد و نمىدانيد كه من حجت خدا بر شما هستم . اگر اين حقيقت را پذيرفته بوديد ، همان روز با پيروى از من ، حكميت را مردود مىشناختيد اگر چه حكمت آن را نمىدانستيد ، ولى آن روز شما با كمال ساده لوحى و تحت تأثير سفسطه بازى معاويه و معاويه صفتان و با تحريكات سر سفره نشينان او گمان مىكرديد من العياذ باللَّه به قرآن بى اعتنائى مىكنم در صورتى كه محتويات قرآن در ميان رگهاى خون من در جريان است و قرآن آب حيات عقل و قلب من مىباشد . در آن روز كه با ياران پيامبر در ركاب او بدون كمترين مسامحه و گفتگو شمشير بر پدران و برادران و فرزندان مىكشيديم ، هرگز در برابر پيامبر نمىايستاديم و نمىگفتيم كه ما نمىتوانيم عزيزان خود را بكشيم ، اجازه بدهيد كه ما آنها را از قانون اسلام مستثنى نماييم اين تسليم و اطاعت از پيامبر اسلام صلَّى اللَّه عليه و آله براى آن بود كه ما او را حجّت خدا مىدانستيم . ولى شما با نظر به جريانات پس از رحلت پيامبر اسلام صلَّى اللَّه عليه و آله از اين دنيا ، از كسانى تبعيت كرديد كه مانند وى حجت نبودند و مىتوانستيد در مقابل آنان اظهار نظر حتى مخالفت كنيد ، در صورتى كه من به جهت ولايت كبرى كه خداوند متعال بوسيله پيامبر اكرم به من عنايت فرموده است ، حجت خدا بر شما هستم و نه تنها نمىبايست در آن روز كه من مسئله حكميت را رد كردم شما مخالفت كنيد ، بلكه در هيچ امرى نمىبايد شما از من منحرف شويد . و اين تبعيت از من دستورى است كه نفع آن به خود شما برمىگردد . و ضرر تخلف از آن را هم خود شما بايد تحمل كنيد . مگر آن روز نگفتم : أمرتكم أمرى بمنعرج الَّلوى و لم تستبينوا النّصح إلَّا ضحى الغد ( من در منعرج اللوى دستورم را بشما داده بودم ، و شما آن روز نفهميديد و آن