محمد تقي جعفري

6

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

خيرش را با شر و زندگيش با مرگ و شيرينش را با تخلش در آميخته است . خداوند متعال اين دنيا را براى اوليايش صاف [ و بدون مشكلات ] مقرر نفرموده و براى دشمنانش امساك از آن ننموده است ) دنيا آن جايگاه شگفت انگيز است كه هيچ پديده اى و حقيقتى در آن ، خالص و ناب بجريان نيفتاده است . آيا در اين دنيا بدنبال صحت و سلامت مطلق مىگرديد قطعا در اشتباهيد ، زيرا آن كدامين آدم است كه هيچگونه نقص و اختلال مزاجى و جسمانى نداشته باشد از ناآگاهى از وضع و جريان مزاج و جسم است كه اغلب بيماريها و اختلالات ناگهان آغاز مىگردد و بقول پزشكان : غالبا در پديدهء بيماريها و اختلالات ، معلولها هستند كه نمودار مىگردند و سپس پزشكان اقدام به علت يا بى مىنمايند كه گاهى موفق به يافتن آن مىشوند و گاهى تا مدتى و احيانا براى هميشه از پيدا كردن علت ناتوان مىگردند . نگرانىهاى گوناگون در بارهء جريانات آينده براى جسم و روان ، عامل ديگرى است كه آدمى را از نشاط صحت و سلامت مطلق محروم مىسازد . آيا استثنائى بودن مغز و روان معتدل و فعاليتهاى كاملا طبيعى آن دو ، در افراد بنى نوع بشر ، خود دليل روشنى براى كمياب بودن صحت و سلامتى و مخلوط بودن آن با انواعى از نقصها و اختلالات نيست آيا هيچ در اين حقيقت جاريه انديشيده‌ايد كه هيچ لذت محسوس و طبيعى اگر هم مخلوط بر در دو يا نسبى جلوه نكند ، بدون اين كه بيك حالت سستى و ركود منتهى شود ، در زندگانى بشرى وجود ندارد اگر كسى ادعا كرد كه من يك روز تمام ، با كمال آگاهى و هشيارى از گذشته و حال و آينده و حوادث جاريه و عوامل آنها را در آن سه نقطه از زمان ، شاد و مسرور بودم ، هرگز باور نكنيد ، زيرا يا دروغ مىگويد ، يا معناى شادى و سرور را نمىفهمد و يا دركى در بارهء آگاهى و هشيارى ندارد . بر فرض بسيار بعيد [ كه تقريبا فرض يك امر امكان پذير است ] شخص يا اشخاصى را فرض كنيد كه در بارهء موجوديت خود با ابعاد بسيار متعدد و متنوعش