محمد تقي جعفري
263
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ملل شرق و غرب و قديم و جديد مطالب بسيار جالبى گفته شده است . در ادبيات فارسى كه از فرهنگ اسلام اشباع شده است . در اين معنى ابيات بسيار جالب آمده است كه ما براى نمونه چند بيت در اينجا مىآوريم . افسوس كه نامهء جوانى طى شد و آن تازه بهار زندگانى طى شد حالى كه ورا نام جوانى گفتند معلوم نشد كه او كى آمد كى شد يك چند به كودكى به استاد شديم يك چند به استادى خودشان شديم پايان سخن شنو كه ما را چه رسيد از خاك بر آمديم و برباد شديم يك چند پى زينت و زيور گشتيم يك چند پى دانش و دفتر گشتيم در عهد شباب كرديم حساب چون واقف از ين جهان ابتر گشتيم دست از همه شستيم و سمندر گشتيم نقشى است بر آب يا رب درياب 20 ، 24 - لم يكن امرؤ منها فى حبرة إلَّا أعتقبته بعدها عبرة ، و لم يلق في سرّائها بطنها إلَّا منحته من ضرّائها ظهرا . و لم تطلَّه فيها ديمة رخاء إلَّا هتنت عليه مزنة بلاء ( هيچ انسانى از اين دنيا شادمان نگشت ، مگر اين كه اشكى بدنبالش فرا رسيد . و به هيج احدى با سود و خيرات و شاديهاى خود روى نشان نداد مگر اين كه با ضررهائى كه به او وارد كرد پشت به او گردانيد اين دنيا بارانى اندك بر كسى نباريد مگر اين كه رگبارى از ابر و ناگواريها بر او فرو ريخت . )