محمد تقي جعفري

255

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

براى اين شخص كه در خوشى غوطه ور بود ، دقائقى چند تلقى مىگردد ، آن هم به جهت اندك آگاهىهائى كه در طول خوشى مانند بارقه‌هاى بسيار ناچيز در مغزش به وجود آمده است . خلاف اين احساس در بارهء زمان ، در تأثرات اندوهى است ، يعنى براى كسى كه در ناگوارى بسر مىبرد ، بدانجهت كه من آدمى [ يا هر عامل مغزى ديگر ] تلاش شديدى براى گذشتن زمان مىنمايد ، يا رنج و زجر مفروض براى من از درك معتدل حركت خود و جهان خارج از خود جلوگيرى مىكند ، لذا گوئى به قول : بعضى از شعراء زمان زمينگير شده است . اگر صبح قيامت را شبى هست آن شبست امشب طبيب از من ملول و جان ز حسرت در لب است امشب حجة الاسلام نير 1 - يمشى الزّمان به من ترقّب حاجة متثاقلا كالخائف المتردّد 2 - و يخال حاجته الَّتى يصبوا لها فى دارة الجوزاء أو فى الفرقد 3 - و إذا الفتى لبس الأسى و مشى به فكأنّما قد قال للَّزّمن اقعد 4 - فإذا الثّوانى أشهر و إذا الدّقا ئق أعصر و الحزن شيء سرمد ( 1 ) ايليا ابو ماضى 1 - زمان براى كسى كه در انتظار برآورده شدن نيازى بسر مىبرد ، به قدرى سنگين حركت مىكند كه گوئى يك آدم در حال ترس و تردد حركت مىنمايد . 2 - آن نيازى را كه او علاقهء شديد به برآورده شدن آن را دارد در منطقهء ستارهء جوزا يا در فرقدان مىبيند . 3 - و هنگامى كه يك انسان لباس اندوه پوشيد و با آن حركت كرد ، مانند اينست كه به زمان گفته است بنشين و حركت مكن . 4 - در اين موقع است كه ثانيه‌ها براى او ماهها است و دقيقه‌ها اعصاريست

--> ( 1 ) ديوان ايليا ابو ماضى - داليه .