محمد تقي جعفري
199
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
است كه چراغ در آن نهاده شده و آن چراغ در شيشه اى شفاف قرار گرفته و آن شيشه گوئى ستارهء درى است كه از درخت مبارك زيتون كه نه شرقى است و نه غربى روشن مىشود ، روغن زيتون آن روشنائى مىدهد اگر چه آتشى با آن تماس نگرفته باشد ، نورى بر نور ، خداوند هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مىكند و خداوند براى مردم مثلها مىزند و خداوند به همه چيز دانا است . ) 128 - * ( رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ الله وَإِقامِ الصَّلاةِ وَإِيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيه الْقُلُوبُ وَالأَبْصارُ . لِيَجْزِيَهُمُ الله أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَيَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِه وَالله يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ . وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُه الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَه لَمْ يَجِدْه شَيْئاً وَوَجَدَ الله عِنْدَه فَوَفَّاه حِسابَه وَالله سَرِيعُ الْحِسابِ . أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاه مَوْجٌ مِنْ فَوْقِه مَوْجٌ مِنْ فَوْقِه سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَه لَمْ يَكَدْ يَراها وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ الله لَه نُوراً فَما لَه مِنْ نُورٍ ) * ( 1 ) ( مردانى كه نه تجارت آنانرا از ذكر خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات مشغول مىسازد و نه خريد و فروش ، [ آنان ] از روزى مىترسند كه دلها و چشمان دگرگون ميشوند تا خداوند بهترين پاداش به عمل آنان عنايت كند و از فضل خود به آنان بيفزايد و خداوند به هر كس مشيتش تعلق يابد بدون محاسبه روزى مىدهد . و آنان كه كفر ورزيدهاند اعمالشان مانند شوره زارى در دشت هموار است كه آدم تشنه گمان مىكند آب است تا آن گاه كه به آن شوره زار مىرسد چيزى نمىيابد [ زمينى بىآب مىبيند ] و خدا را در آنجا [ در پايان اعمال تباهش ] مىبيند و حساب او را به او مىدهد و خداوند حسابگر سريع است . يا [ اعمال آنان ] مانند ظلماتى است در دريائى ژرف كه ساحلى براى آن ديده نمىشود ، موجى
--> ( 1 ) النور آيه 37 تا 40 .