محمد تقي جعفري

152

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

* ( فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) * [ البقرة آيه 38 ] برسد كه ( براى آنان نه خوفى است و نه اندوهى ) اين مطلب در سورهء البقرة آيه 62 و 112 و 262 و 274 و 277 و در سوره آل عمران آيه 170 و المائده آيه 69 و الانعام آيه 48 و الاعراف آيه 35 و يونس آيه 62 و الاحقاف آيه 13 نيز آمده است و از ديدگاه عرفان همان گونه كه ابن سينا مىگويد : العارفون المتزهون إذا وضع عنهم دنس [ درن ] مقارنة البدن و انفكَّوا عن الشّواغل خلصوا إلى عالم القدس و السّعادة و انتعشوا بالكمال الأعلى و حصلت لهم اللَّذّة العليا و قد عرفتها ( 1 ) ( عارفانى كه از آلودگىها تنزه يافته‌اند ، هنگامى كه آلودگىهاى ناشى از اتصال به بدن از آنان مرتفع گشت و از اشتغالات مادى جدا شدند ، به عالم قدس و سعادت رها ميشوند و به وسيلهء دريافت كمال اعلا نعشه مىگردند و لذت اعلى براى آنان حاصل مىشود . ) اين گونه بهار بدون شك محصول صفا و تنزه و درخشش نور الهى است كه بذرهاى و علم آدم الاسماء را مىروياند و با آب حيات بخش ذكر خداوندى آن را آبيارى مىنمايد و طراوت بهشتى در دل آدمى به وجود مىآورد و همهء اين عوامل و مقدمات و شرائط در آيات قرآن مجيد مطرح شده است . اين حقيقت را بايد اعتقاد كنيم كه اگر درون يك آدم با بذرها و نهالها و اشعهء خورشيد ربانى و چشمه سار و هواى حيات بخش حقائقى كه در قرآن آمده است نتواند درون خود را هميشه بهار بسازد ، درون چنين انسانى با هيچ تصور و تخيل و آرمان و علم و فلسفه بافى و جست و خيز و چشيدن لذائذ شهوات و خوراكها و مقام و شهرت و مال دنيا بهارى نخواهد يافت . پيش از بيان مقدارى از آيات شريفه كه هر انسانى معانى آنها را واقعا بفهمد و آنها را از اعماق

--> ( 1 ) . الاشارات و التنبيهات - ابن سينا ج 3 ص 353 و 354 النمط الثامن .