محمد تقي جعفري

129

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

3 - ذكر الهى درون آدمى را همواره با نشاط مىسازد و نمىگذارد اندوه‌هاى ناشى از اختلالات و نواقص حيات طبيعى محض ، دود از دودمان موجوديت وى در آورد ، همان گونه كه نمىگذارد شاديهاى نسبى ناشى از نوازشهاى حيات طبيعى محض ، راز نهانى شخصيت را از بين ببرد . 4 - ذكر الهى وسوسه‌ها و تخيلات و توهمات و ديگر عوامل اختلالات مغزى و روانى را از بين مىبرد و نمىگذارد نيروهاى ثمر بخش مغز و روان بيهوده مستهلك گردد . 5 - ذكر الهى ، اين عاليترين وسيلهء ارتباط با خدا همان گونه مىتواند درون آدمى را از آلودگىها و وسوسه‌ها و تخيلات و توهمات پاك كند ، همان گونه مىتواند فعاليتهاى مغزى و روانى انسان را تنظيم و فروغى بسيار درخشنده به درون آدمى بتاباند كه به وسيلهء آن ، مجهولاتى براى او كشف شود . اين نتيجهء بسيار عالى ذكر را ابن سينا بدين ترتيب نقل كرده است . او مىگويد : وقتى يك مسأله براى من مشكل مىشد و از حل آن ناتوان مىماندم ، وضو مىگرفتم و دو ركعت نماز مىخواندم ، مشكل من حل مىگشت . مولوى همين مطلب را با جريان علمى آن چنين مىگويد : اين قدر گفتيم ، باقى فكر كن فكر گر راكد بود رو ذكر كن ذكر آرد فكر را در اهتزاز ذكر را خورشيد اين افسرده ساز توضيح جريان علمى اين مطلب كه ذكر الهى فكر را به راه مىاندازد و آن را از ركود نجات مىدهد ، در دو بيت فوق از شگفتىهاى فهم جلال الدين مولوى است كه واقعا جاى تحسين و تمجيد است . او مىگويد : ركود فكر لابد مستند به موانعى است كه موجب از جريان افتادن حركت عادى مغز و ساختمان آن مىباشد . ذكر خداوندى آرامشى را در درون انسان به وجود مىآورد كه در نتيجه مغز آدمى از آن آرامش برخوردار مىگردد و در اين آرامش است كه مغز آن روشنائى را كه در هنگام حركتهاى فكرى ، در خود در مىيابد ، شهود مىنمايد و به حركت مىافتد . 6 - ذكر الهى به طور مستمر ، انسان را از تجزئه شدن در اجزاء گسيختهء جهان طبيعت و متلاشى شدن در ميان متغيرات و پاره پاره شدن در قطعات زمان ( در گذشته‌ها ،