محمد تقي جعفري
117
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
عبادت بزرگ حج به فعليت رسانندهء احساس انواعى از تكاليف در دين مقدس اسلام هيچ عبادتى مانند حج ، داراى آن همه ابعاد متنوعى كه هريك احساس نوعى از تكليف را اشباع مىنمايد ، نمىباشد . از آن جمله : 1 - تكليف مالى است كه مسلما براى عمل حج وجود دارد . انسان با اداى اين تكليف است كه بمرحلهء آزادى ارتباط با مال و منال دنيا مىرسد و در راه انجام تكليف دست از آن برميدارد . 2 - احرام دو پوشاك بسيار ساده بنام لباس احرام . مىتوان گفت : اگر اعمال حج فقط منحصر به اين بود كه مسلمانان بروند در مكه و چند روز در مكه با آن لباس ساده زندگى كنند ، خود يك حركت بسيار آموزنده بود چه رسد به اين كه هريك از اعمال حج خود عامل تربيتى است جداگانه . توضيح اين كه دو نتيجهء خيلى با اهميت در پوشيدن آن لباس سادهء بسيار پر معنى وجود دارد : نتيجهء يكم - الغاى تشخصات ساختگى كه انسان را از برادرش انسان جدا مىكند و اين پوشاك سادهء پر معنى چنان حشمت و جلالى در نتيجهء به وجود آمدن وحدت در كثرت صدها هزار جمعيت به وجود مىآورد كه در هيچ گونه حركت دسته جمعى ديده نمىشود . در اين موقع كه اين كلمات را مىنويسم ، آن حالت روحى را كه در زيارت بيت اللَّه از آن حشمت و جلال دريافت كرده بودم ، در خود شهود ميكنم و همان ابيات را كه از حكيم صفاى اصفهانى رحمة اللَّه عليه در آن زمان خوانده بودم ، در اينجا مىآورم : سر خوان وحدت آن دم كه دم از صفا زدم من بسر تمام ملك و ملكوت پا زدم من در ديد غير بستم بت خويشتن شكستم ز سبوى يار مستم كه مىولا زدم من در دير بود جايم به حرم رسيد پايم به هزار در زدم تا در كبريا زدم من پى حك نقش كثرت ز جريدهء هيولى نتوان نمود باور كه چه نقشها زدم من قدم وجود در بارگه قدم نهادم علم شهود در پيشگه خدا زدم من پى فرشهاى استبرق جنت حقائق ز بساط سلطنت رسته به بوريا زدم من