محمد تقي جعفري
99
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
هستى با محدوديت حواس و عوامل ذهنى قطعا ضد منطق واقعيابى نمىباشد 8 ، 14 - ايّها النّاس ، لا يجرمنّكم شقاقى ، و لا يستهوينّكم عصيانى و لا تتراموا بالأبصار عند ما تسمعونه منّى ، فو الَّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة إنّ الَّذى انبّئكم به عن النّبىّ الامّىّ صلَّى اللَّه عليه و آله ، ما كذب المبلَّغ و لا جهل السّامع ( اى مردم ، خصومت شما با شخص من ، باعث تكذيب من نباشد و نافرمانى با من شما را متحيّر و سرگرم ننمايد و در آن موقع كه خبرهاى شگفت انگيز از من مىشنويد [ مانند اخبار غيبى ] به يكديگر چشم نيندازيد [ چشمك نزنيد ] زيرا سوگند بخدائى كه دانه را شكافت و نفوس انسانى را آفريد ، خبرى كه بشما مىدهم از پيامبر امّىّ صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم است . نه تبليغ كننده ( پيامبر اكرم ) دروغ گفته و نه شنونده ( خود امير المؤمنين عليه السّلام ) نادان بوده است . ) اختلاف و خصومت با علىّ بن ابي طالب عليه السّلام يا معلول نادانى بوده است و يا خودخواهى در درجهء خودپرستى . اى مردم ، فرض كنيم كه شما درجات عالى علم و معرفت را طىّ نكردهايد ، و فرض كنيم كه شما تاكنون از مشاهدهء انسانهاى متنوّع و فرو رفتن در رويدادهاى گوناگون زندگى ، اطَّلاعاتى در بارهء اصول عالى « حيات معقول » بدست نياوردهايد ، آيا اين قدر هم نمىدانيد كه عدالت با ظلم متفاوت است عدالت موجب نظم عالى و بقاى اجتماع و ظلم ويران كنندهء آن است آيا اين قدر هم نمىدانيد كه صدق و صفا عامل رشد فرد و اجتماع است و كذب و آلودگى موجب سقوط انسان در هر دو قلمرو مزبور است آيا علم با جهل تضادّ ندارد آيا علم نيست كه بهمراه عمل صالح ، سعادت زندگى محدود اين دنيا و حيات ابدى آن دنيا را در اختيار انسان مىگذارد اين مبانى