محمد تقي جعفري
95
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
اين مضمون در سورهء لقمان آيهء 25 و الزّمر آيهء 38 و الزّخرف آيهء 9 نيز آمده است . بديهى است كه هيچ منكر و مردّدى بمجرّد شنيدن سؤال مزبور نمىگويد : آفرينندهء آسمانها و زمين و مسخّر كنندهء آفتاب و ماه و فرستندهء آب از آسمان و احياء كنندهء زمين خدا است . زيرا تخيّلات و سفسطهها و حجابهائى در درون شخص منكر يا مردّد وجود دارد كه باعث پيدا كردن حالت انكار و تردّد در وى گشته است . و چون امور مزبوره حالات ذهنى بىاساس و بىمدرك و خلاف عقل سليم مىباشند ، لذا بطلان همهء آنها با تحليل صحيح منطقى و بررسى و نقد علمى آشكار گشته ، هيچ چاره اى نخواهد داشت ، مگر اين كه اعتراف به وجود خداوندى بنمايد . بعنوان نمونه شرائط ذهنى برخى از اشخاصى را كه مىگويند : اعتقادى بوجود خدا ندارند يا وحدانيّت او را نمىپذيرند در اينجا مىآوريم : 1 - گرفتارى ذهنى در مقولهء الفاظ ، يعنى اشخاصى هستند كه بوجود يك حقيقت بزرگ كه عالم هستى مستند به آن است اعتراف دارند ، ولى از به كار بردن كلمهء اللَّه ، خدا ، تارى ، گاد ، ديو ، بوك و غير ذلك كه مفهوم اعلاى تجرّد و بىنيازى مطلق و شاهد و ناظر همهء اعمال انسان و اراده كنندهء رشد و كمال انسانى را دارا است ، وحشت نموده ، مىگويند : ما به يك نيروى بزرگ ، طبيعت ، عامل زيربنا ، دهر ، مادّهء مطلق و غير ذلك معتقديم ، در صورتى كه اگر از اين اشخاص بپرسيد كه اين مفاهيم را براى شما توضيح بدهند و اصالت و واقعيّت آنها را اثبات نمايند ، مسائل و مفاهيم و اصولى را مطرح خواهند كرد كه كاملا قابل تطبيق بر خداى ازلى و ابدى و ما فوق و آفرينندهء عالم هستى مىباشد . طرز تفكَّر اين اشخاص داستان « انگور و اوزوم و عنب » را به ياد مىآورد . 2 - اشخاصى هستند كه بدون توجّه ، واقعيّات محسوس متحرّك از « كون به فساد » و از « فساد به كون » و وابسته به قوانين را بقدرى بالا مىبرند و با صفاتى آنها را توصيف مىكنند كه تا حدّ خدائى مىرسانند از محدود ، نامحدود درميآورند و از متناهى ، نامتناهى . از محتاج ، بىنيازى مطلق و از موضوع حركت و سكون ، حقيقتى ما فوق حركت و سكون استنتاج مىنمايند و از اين راه فطرت و وجدان خدا جوى خود را خاموش مىسازند و دلائل علمى متقن را كه خدا و وحدانيّت او را با وضوح كامل اثبات مىنمايند ، ناديده مىگيرند