محمد تقي جعفري
65
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
كه سخت بهم پيوسته و قابل تفكيك از يكديگر نيستند ، شكل مىگيرد و بجريان خود ادامه مىدهد . به همين جهت است كه آدمى با بىاعتنائى به ديروز و آنچه كه در آن بوقوع پيوسته [ و در عين حال كه اثر خود را در شخصيّت آدمى بجا گذاشته ، خواسته يا ناخواسته علل رويدادهاى امروز و فردا را هم پايه گذارى كرده است ] ركن اساسى يكم حيات خود را تباه مىسازد . و با بىخيالى در بارهء امروز و آنچه كه در آن بوجود مىآيد كه توضيح دهندهء حوادث ديروز و علل رويدادهاى فردا است ، ركن اساسى دوم حيات خود را نابود مىكند . و با ندادن اهمّيّت به ديروز و فردا و سپردن خويشتن بامواج رويدادهاى محيط و اجتماع و مقتضيات خواستههاى « خود طبيعى » در امروز [ بريده از ديروز و فردا ] ركن اساسى سوم حيات خود را از بين مىبرد . در نتيجه ، او با كمال بىخيالى و در عين خرسندى با اجزاى گسيخته و از هم پاشيدهء هويّت شخصيّت ، در حركات تجزيه شده در ديروزها و امروزها و فرداها كه نمايش حيات دارد ، روزگار خود را بدون اركان برپا دارنده و بدون ارادهء اثبات كنندهء خويشتن ، سپرى مىكند و با اين حركات بىاراده و بىاركان ، حيات خود را دو دستى و حتّى با قبول منّت در اختيار خود محوران قدرت پرست قرار مىدهد - خود محورانى كه براى گسترش و تعميق سلطه گرىهاى خودكامانهء خود ، از همهء ديروزها و امروزها و فرداهاى آن پيروان مكتب « دم را غنيمت بشمار » هرگونه اطَّلاع بدست آورده و آنان را مهميز زنان بهر كجا كه بخواهند مىرانند . كار كسى كه ديروز و امروز و فردا براى حيات او اركان اساسى است ، موجى مفيد در اقيانوس ابديّتست . بيدار شويد ، اين نداى آسمانى حيات بخش را كه از دهان پيشواى معصوم طنين انداخته است ، بشنويد و بپذيريد كه فرموده است : اعمل لدنياك كانّك تعيش ابدا و اعمل لأخرتك كانّك تموت غدا . ( براى دنياى خود چنان عمل كن و بكوش كه گوئى در اين دنيا زندگى ابدى خواهى داشت و براى آخرت خود چنان عمل كن و بكوش كه گوئى فردا ديده از اين جهان فرو خواهى بست . ) هيچ متفكَّر و هيچ مكتبى در طول تاريخ نتوانسته است اهمّيّت زمان را براى حيات