محمد تقي جعفري

49

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

سلب مىنمايند و شرّ را بجاى خير و ظلم را بجاى عدل و زشت را بجاى زيبا مىخرند . على بن ابي طالب عليه السلام را از دست مىدهند و معاويه را مىگيرند ، از حسين بن على عليه السّلام اعراض ميكنند ، روى به يزيد بن معاويه مىبرند ، همان گونه كه در گذشته از موسى عليه السّلام بريده و به فرعون مىپيوستند . اين معاملهء مرگبار كه ناشى از محروم ساختن خويشتن از توفيقات ربّانى است ، تا نابودى را براى جوامع انسانى ببار نياورد ، بجريان خود ادامه خواهد داد . هنگامى كه توفيق ربّانى روى بياورد ، صفات حميده در انسان پديدار گردد - گفت چون توفيق يابد بنده اى او كند مهمانى فرخنده اى مال خود ايثار راه او كند جان خود ايثار جاه او كند شكر او شكر خدا باشد يقين چون به احسان كرد توفيقش قرين يقين بدانيد هنگامى كه احساس كرديد « اللَّه » را از ته دل بر زبان مىآوريد ، توفيق آن را لبّيك خداوندى بشما عنايت فرموده است ، چنان كه اگر ديديد در هنگام احرام و رهسپار شدن به كوى الهى ، لبّيك اللَّهمّ لبّيك را از اعماق دل مىگوئيد ، قطعا كه توفيقى از خدا شامل حال شما شده و او شما را خواسته است . هيچ مىگويند كاين لبّيكها بى ندائى مىكنيم آخر چرا كو ندا تا خود تو لبّيكى دهى از ندا لبّيك تو چون شد تهى بلكه توفيقى كه لبّيك آورد هست هر لحظه ندائى از احد در جائى ديگر مولوى مىگويد : شخصى دعاى فراوان كرد و مستجاب نشد ، اميدش مبدّل به يأس گشته و سكوت كرد و شبى حضرت خضر عليه السّلام را در خواب ديد - گفت هين از ذكر چون وامانده اى چه پشيمانى از آن كش خوانده اى گفت لبّيكم نمىآيد جواب زان همى ترسم كه باشم ردّ باب گفت خضرش كه خدا گفت اين به من كه برو با او بگو اى ممتحن بلكه آن اللَّه تو لبّيك ما است وان نياز و درد و سوزت پيك ماست