محمد تقي جعفري

46

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اين مقدار حركت را بايد آغاز كنيم كه از اعماق قلب بخواهيم : ألَّلهمّ وفّقنا لما تحبّ و ترضى . ( خداوندا ، ما را به آن چه دوست دارى و ترا خشنود مىسازد ، يارى فرما . ) و مادامى كه اعمال ما با تكيه بر خويشتن و با انگيزگى عوامل غير الهى صادر مىشود ، خود را از توفيق الهى محروم مىنمائيم . به همين جهت است كه : سعيكم شتّى تناقض اندريد روز مىدوزيد و شب برميدريد حتّى آن عبادات و اعمالى را كه انجام مىدهيم ، اگر توفيق و لطف خداوندى نباشد ، نيّتهاى ما در آن عبادات و اعمال ، مختلّ و حضور قلب مفقود و دل ما از آنچه كه انجام مىدهيم ، بى خبر است . آرى ، اى خداى سبحان - تو به بىتوفيقت اى نور بلند جز به ريش تو به نبود ريشخند سبلتان تو به يك يك بر كنى تو به سايه است و تو ماه روشنى چون كه بى تو نيست كارم را نظام بى تو هرگز كار كى گردد تمام چون گريزم ز ان كه بى تو زنده نيست بى خداونديت بود بنده نيست حتّى تلخى محروميّت از توفيق بدرجه اى از شدّت مىرسد كه بنده با كمال جدّيّت مىگويد : جان من بستان تو اى جان را اصول ز ان كه بى تو گشته‌ام از جان ملول عاشقم من بر فن ديوانگى سيرم از فرهنگ و از فرزانگى آرى ، بريدن از توفيق الهى ، همان بريدن ماهى از آب است كه جز جان كندن هيچ نتيجه اى ندارد - چشمها و گوشها را بسته اند جز مگر آنها كه از خود رسته اند جز عنايت كه گشايد چشم را جز محبّت كه نشاند خشم را جهد بىتوفيق جان كندن بود ز ارزنى كم گر چه صد خرمن بود جهد بىتوفيق خود را كس مباد در جهان و اللَّه اعلم بالرّشاد جهد فرعونى چو بىتوفيق بود هر چه او مىدوخت آن تفتيق بود