محمد تقي جعفري
42
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
گر عتابى كرد درياى كرم بسته كى گردند درهاى كرم اصل نقدش لطف و داد و بخشش است قهر به روى چون غبارى از غش است از براى لطف عالم را بساخت ذرّهها را آفتاب وى نواخت 2 - هويّت اشياء و وارد شدن تغييرات در آنها نيز متّكى به لطف خدا است : نيل تمييز از خدا آموختست كه گشاد آن را و اين را سخت بست لطف او عاقل كند مر نيل را قهر او ابله كند قابيل را در جمادات از كرم عقل آفريد عقل از عاقل بقهر خود بريد در جماد از لطف عقلى شد پديد وز نكال از عاقلان دانش بريد اين هنرها آب را هم شاهد است كاندرونش پر ز لطف ايزد است آن جوادى كه جمادى را بداد اين هنرها وين امانت وين سداد آن جماد از لطف چون جان مىشود زمهرير از قهر پنهان مىشود آن جمادى گشت از فضلش لطيف كلّ شيء من ظريف هو ظريف 3 - بعثت انبياء عليهم السّلام هم بر مبناى لطف است نه بر مبناى ضرورتى كه خدا را الزام كند : گفت نى و اللَّه ، باللَّه العظيم مالك للملك رحمن و رحيم آن خدائى كه فرستاد انبياء نى بحاجت بل به فضل و كبريا 4 - پذيرش توبه و بازگشت بسوى خدا از الطاف الهى است : بارها در دام حرص افتاده اى حلق خود را در بريدن داده اى بازت آن توّاب لطف آزاد كرد توبه پذيرفت و دلت را شاد كرد گفت ان عدتم كذا عدنا كذا نحن زوّجنا الفعال بالجزا 5 - بينايان عبور از پل ما بين زندگى دنيوى و حيات اخروى را كه مرگ ناميده مىشود ، لطف الهى مىدانند : آنكه مردن پيش چشمش تهلكه است امر لا تلقوا بگيرد او بدست و آن كه مردن پيش او شد فتح باب سارعوا آيد مر او را در خطاب الحذر اى مرگ بينان بارعوا العجل اى حشر بينان سارعوا الصلا اى لطف بينان افرحوا البلاء اى قهر بينان اترحوا 6 - خداوند متعال براى بندگانش الطاف خفيه اى دارد :